را بزرگ بشمارى ، به جلسهء او احترام كنى ، به سخنان او خوب گوش فرا دهى و به او رو آورى .
حضرتش در مقام بيان حق معلّم و وظيفهء متعلّم در برابر او نفرمود : حقّ كسى كه تو را تعليم كرده ؛ بلكه فرمود : حق كسى كه سياست تعليمى ، تربيتى و معرفتى تو به دست اوست . امام عليه السلام در عبارت ديگرى مىفرمايد :
وامّا حق سائسك بالمَلك فأن تطيعه ولا تعصيه ؛ « 1 »
حقّ كسى كه مَلِك توست و سياست امور تو به دست اوست ، اين است كه از او اطاعت كنى و از فرمان او سرپيچى ننمايى .
اين اطاعت ، اطاعت مطلقه است ، مگر اين كه معصوم نباشد و امر و نهيى خلاف شرع باشد . البتّه در آن جا مُقيّد داريم و گرنه اين اطلاق محكمى است كه بنده بايد در جميع امور از مولايش و از كسى كه سياست او را به جهت اصلاح به دست گرفته - كسى خود از اهل صلاح است - اطاعت كند .
بنابراين ، ائمّه معصومين عليهم السلام متولّى امور و اختياردار بندگان هستند تا آنان را به صلاح ، كمال و سعادت برسانند و اين عباديّت به جميع اقسامش - مگر آن عبادتى كه اختصاص به بارى تعالى دارد - در جميع امور به دست ائمّه عليهم السلام است و همين ولايت تكوينى است .
و اركان البلاد
پايههاى استوار شهرها
و ( سلام بر شما ) اى پايههاى استوار آبادىها .
ائمّه عليهم السلام تكيهگاه و پايههاى استوار آبادىها هستند . واژهء « اركان » جمع
هامش
( 1 ) . همان : 71 / 5 .