عنصره ، عنصر الشيء أصله » . « 1 »
در اين زمينه معنايى به ذهن مىرسد كه براى آن از لغت شاهد بايد آورد . به نظر مىرسد ، « عنصر » به معناى زبده ، خلاصه و مايه نيز باشد . بنابراين معنا و با مسامحه در تعبير ، ائمّه عليهم السلام خلاصه ، چكيده و عصارهء ابرار هستند .
ولى دقيقتر از اينها ، به ذهن مىرسد - و البته بايد دربارهء آن بيشتر تحقيق كرد - كه بگوييم : همچنان كه در اثر پيشرفت علم مقدار كثيرى از شكر يا نمك را در يك قرص مىگنجانند و به آن به اصطلاح عربى « مُرَكَّز » گويند . اگر « عناصر الأبرار » را اين گونه هم معنا كنيم ، صحيح است .
امّا اگر از آن خصوصيات بگذريم و عنصر را به معناى اصل بگيريم ؛ يعنى ائمّه عليهم السلام اصول ابرار از حيث خوب بودنشان هستند . پس همهء خوبىهاى نيكان از ائمّه است ، همان گونه كه روايات هم بيانگر همين معنا هستند ، از جمله اين كه فرمودهاند :
نحن أصل كلّ خير و من فروعنا كلّ بر ؛ « 2 »
ما اصل هر چيزى هستيم و هر نيكى و نيكويى ناشى از ماست .
اجمالًا : ائمّه عليهم السلام اصل و ريشهء همهء خوبىها هستند ؛ يعنى اگر در ايشان ژرف بنگريم ، به راستى خواهيم يافت كه همهء خوبىها از اهل بيت آغاز مىشود و به ايشان منتهى مىشود .
پيروان واقعى
و چون كلمهء « برّ » به معناى خوبى ، پاكى ، پاكيزگى ، درستكارى است ، پس
هامش
( 1 ) . ر . ك : لسان العرب : 4 / 611 ، تاج العروس : 7 / 271 .
( 2 ) . روضة الكافى : 242 ، باب ائمه عليهم السلام اصل تمام خيرها هستند ، حديث 336 .