تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
بود ؛ ولى در برابر اينان كسانى قرار گرفتند كه معناى برخى از واژگان قرآن مجيد را هم نمىدانستند و به مسائل اوّليه احكام شرع ناآگاه بودند . اينان چگونه لياقت و شايستگى مقام جانشينى پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله را دارا بوده‌اند ؟ در واقع ، اعتقاد به خزّان علم بودن ائمّه عليهم السلام ، امامت غير ائمّه را نفى مىكند . به عبارتى ، چگونه با وجود چنين امامانى افرادى كه كمترين آگاهى به مسائل اوّليه احكام شرعيّهء مكلّفان نداشته‌اند مىتوانند جانشين پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله شوند ؟ چنان كه در بحث‌هاى امامت گفته‌ام ، اگر قرار است امامت و جانشينى پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله با انتخاب مردم باشد - چنان كه مذهب اهل سنّت است - بايستى عقلا دور هم جمع شوند و اين كار به توسّط آنان انجام شود . آيا امكان دارد كه عقلا جمع شوند و يك فرد بىسواد را جانشين پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله قرار دهند و او را به جهت دين و دنياى خودشان به رياست عامه برگزينند ؟ براى رياست و حكومت شيخين ، نه فقط نصّ صريحى وجود نداشته ؛ بلكه اجماع و اتّفاقى نيز در كار نبوده و شورايى هم نبوده است تا عقلاى قوم و اهل حلّ و عقد كه آنان ادّعا مىكنند ، نظر بدهند و در واقع ، حكومت شيخين با زور و چماق پا گرفت . تاريخ گواه اين واقعيّت است و هيچ تعصّب و حبّ و بغضى در كار نيست . و از طرفى آن دو فاقد شروط امامت بودند ، از جمله اعلميت بلكه كمترين آگاهى از احكام شرع و معارف قرآن و دين را نداشتند و معلوم است كه با نبود شرط ، مشروط نيز از بين خواهد رفت .