سلوني قبل أن تفقدوني ؛ « 1 »
از من بپرسيد پيش از آن كه مرا نيابيد .
آن فرد نادان گفت : بگو ببينم در سر من چند تار موست !
اگر چنين افرادى در پيرامون آن حضرت باشند ، قهراً اين امور بيان نمىشود و مطالب همين گونه مىماند . در زمان امام صادق عليه السلام تا حدودى راه باز شد و جابر بن حيّان آمد و از حضرتش در مورد كيميا مطالبى آموخت كه اگر افرادى چون او در رشتههاى ديگر پيدا مىشدند ، آنها هم بهره مىگرفتند . از اين رو در علوم غير دينى كمتر اتّفاق افتاده است كه حضرات عليهم السلام چيزى بيان يا تعليم نمايند .
علم غيب
در نزد ائمه علوم غيبى نيز وجود داشته است . خداوند متعال مىفرمايد :
« وَعِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لايَعْلَمُها إِلّا هُوَ » ؛ « 2 »
كليدهاى غيب تنها نزد خداست و آنها را كسى جز او نمىداند .
در جاى ديگر مىفرمايد :
« عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ » ؛ « 3 »
عالم بر غيب خداوند است و ديگران را بر اسرارش آگاه نمىكند ، مگر پيامبرانى كه از آنها راضى است .
در آيهء ديگرى مىفرمايد :
« وَما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبي مِنْ رُسُلِهِ
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه : خطبه 189 .
( 2 ) . سوره انعام ( 6 ) : آيهء 59 .
( 3 ) . سورهء جن ( 72 ) : آيات 26 و 27 .