تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
سلوني قبل أن تفقدوني ؛ « 1 » از من بپرسيد پيش از آن كه مرا نيابيد . آن فرد نادان گفت : بگو ببينم در سر من چند تار موست ! اگر چنين افرادى در پيرامون آن حضرت باشند ، قهراً اين امور بيان نمىشود و مطالب همين گونه مىماند . در زمان امام صادق عليه السلام تا حدودى راه باز شد و جابر بن حيّان آمد و از حضرتش در مورد كيميا مطالبى آموخت كه اگر افرادى چون او در رشته‌هاى ديگر پيدا مىشدند ، آن‌ها هم بهره مىگرفتند . از اين رو در علوم غير دينى كمتر اتّفاق افتاده است كه حضرات عليهم السلام چيزى بيان يا تعليم نمايند .

علم غيب

در نزد ائمه علوم غيبى نيز وجود داشته است . خداوند متعال مىفرمايد : « وَعِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لايَعْلَمُها إِلّا هُوَ » ؛ « 2 » كليدهاى غيب تنها نزد خداست و آن‌ها را كسى جز او نمىداند . در جاى ديگر مىفرمايد : « عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ » ؛ « 3 » عالم بر غيب خداوند است و ديگران را بر اسرارش آگاه نمىكند ، مگر پيامبرانى كه از آن‌ها راضى است . در آيهء ديگرى مىفرمايد : « وَما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبي مِنْ رُسُلِهِ
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه : خطبه 189 . ( 2 ) . سوره انعام ( 6 ) : آيهء 59 . ( 3 ) . سورهء جن ( 72 ) : آيات 26 و 27 .