حقايق دين و اسرار شريعت و معارف الهى براى آن بزرگواران بيان مىكردهاند و از آن تعبير به « وحى » شده است .
در اين زمينه ، رواياتى وجود دارد . از جمله راوى گويد : از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مىفرمود :
مرّ بأبي عليه السلام رجلٌ وهو يطوف ، فضرب بيده على منكبه ثمّ قال : أسألك عن خصال ثلاث لا يعرفهنّ غيرك و غير رجل آخر . فسكت عنه حتّى فرغ من طوافه ، ثمّ دخل الحجر فصلّى ركعتين وأنا معه ، فلمّا فرغ نادى : أين هذا السائل ؟
فجاء فجلس بين يديه . فقال له : سل . فسأله عن [ مسائل ، فلمّا اجيب ] فقال : صدقت .
ومضى .
فقال أبي : هذا جبرئيل أتاكم يعلّمكم معالم دينكم ؛ « 1 »
پدرم مشغول طواف بود كه مردى از كنار ما مىگذشت . وى دستى بر شانه پدرم زد و گفت : از شما درباره سه مسأله مىپرسم كه جز تو و فردى ديگر نمىتواند پاسخ دهد . آن گاه ساكت شد تا پدرم طواف را به پايان رسانيد ؛ سپس با من وارد حجر اسماعيل شد و دو ركعت نماز گزارد . پس از نماز صدا زد : پرسشگر كجاست ؟
آن مرد آمد و پيش روى او نشست . فرمود : بپرس . [ او نيز پرسشهايى كرد وقتى پاسخ همه داده شد ] گفت : راست گفتى . بعد برخاست و رفت . پدرم فرمود : اين جبرئيل بود ؛ آمده بود تا معالم و آموزههاى دينى را براى شما بياموزد .
به هر حال ، جاى تأمّل است كه كدام معنى از « مهبط الوحى » مقصود است .
البتّه گفت و گوى مفصّل اين بحث در موضوع « علم امام » مطرح مىشود .
هامش
( 1 ) . علل الشرائع : 2 / 407 ، باب 143 ، حديث 2 .