استجابت دعاى پيامبر بود ، در اين صورت بايد همهء مؤمنان را فرا مىخواند و با آنان دعا مىكرد ، چنان كه به همراه آنان طلب باران مىكرد و با مهاجران تنگ دست و فقير به فتوحات مىپرداخت و مىفرمود : « يارى نمىشويد و يا روزى نمىخوريد مگر به واسطه ضعفاى خود ، دعا ، نماز و اخلاص آنان ! » .
و روشن است كه اگر چه دعاى ايشان مستجاب است ، اما كثرت دعا براى اجابت رساتر است ، ليكن منظور از دعوت كسانى كه پيامبر براى مباهله فرا خواند ، اجابت دعاى ايشان نبود ، بلكه به جهت مقابله ميان خويشاوندان دو طرف بود .
و ما به ضرورت مىدانيم كه اگر پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم ابوبكر ، عمر ، عثمان ، طلحه ، زبير ، ابَى بن كعب ، معاذ بن جبل و ديگران را براى مباهله فرا مىخواند ، آنان به جهت استجابت دستور پيامبر بزرگترين مردم بودند و دعاى آنان و غير آنان در اجابت دعا رساتر بود ، ليكن خداى سبحان امر به همراهى آنان با پيامبر نكرده است ؛ زيرا خواست خداوند با دعوت آنان محقق نمىشد ، چرا كه خواست خدا اين بود كه نصرانيان كسانى را بياورند كه به طور طبيعى نسبت به آنها دلسوزترند ، مانند فرزندانشان ، زنانشان و مردانشان كه نزديكترين افراد به آنها هستند . پس اگر پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم افرادى غير از بستگان خود را فرا مىخواند و آنها نيز با همان گروه و غير از بستگان و نزديكان خود مىآمدند ، نزول لعنت و عذاب با آن بيگانگان بر آنان سخت نمىشد ، چنانكه نزول آن با حضور نزديكان آنها برايشان سخت مىگشت . پس طبع بشر اين گونه است كه بر نزديكان خود بيش از بيگانگان بيم دارد ، پس پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم امر شد كه نزديكانش را دعوت كند و آنان نيز نزديكان خود را دعوت كنند .
مردم نيز به هنگام مقابله هر گروهى با گروه ديگر مىگويند كه : فرزندان و زنانتان را نزد ما گرو بگذاريد . پس اگر يكى از دو گروه بيگانهاى را گرو بگذارد ، آنان راضى
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 352
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٣٥٢