كلّ صنف ، وطلبوا أن يبعث معهم والياً يحكم بينهم ، فبعث معهم أبا عبيدة بن الجرّاح ، ثمّ جاء العاقب والسيّد وأسلما ؛ « 1 »
در اين سال هيأتى از نصرانيان نجران با هفتاد سوار وارد شدند و فرمانده خود عاقب عبدالمسيح از قبيله كنده و اسقفشان ابوحارثه از قبيله بكر بن وائل و سيد ايهم را پيشاپيش فرستادند و به دفاع از دين خود مجادله كردند . پس سورهء آل عمران و آيه مباهله نازل شد و آنها از مباهله خوددارى كردند ، متفرق شدند و صلح طلبيدند .
پيامبر براى آنها نوشت كه هزار جامه در صفر و هزار جامه در رجب ( به عنوان جزيه ) بدهند و نيز به تعداد سى زره ، سى نيزه ، سى اسب و سى بُنه بپردازند .
نصرانيان از پيامبر خواستند تا والىاى با آنان بفرستد تا ميان آنها حكم كند ، از همين رو پيامبر ابوعبيدهء جراح را همراه آنان فرستاد . سپس عاقب و سيد بازگشتند و اسلام آوردند .
حذف نام اميرالمؤمنين از حديث
روشن شد كه در برخى منابع تاريخى ، اساساً داستان مباهله نيامده است و برخى ديگر از منابع به داستان اشاره كردهاند ، اما از خروج پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم به همراه اهل بيت عليهم السلام براى مباهله سخنى به ميان نياوردهاند . افزون بر آن در برخى از منابع ، حديث مباهله نقل شده است ، امّا نامى از اميرالمؤمنين عليه السلام به ميان نيامده است !
پيش از اين بيان شد كه ابن كثير در كتاب تاريخ خود ، داستان مباهله را از بيهقى ، از حاكم و به اسناد او از جدّ سلمة بن عبديشوع نقل مىكند ، اما در اين روايت نام اميرالمؤمنين عليه السلام حذف شده است .
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن خلدون : 2 / 57 .