تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
با مطالعهء متن روايت بخارى ، تحريف و تشويش در عبارات وى كاملًا مشهود است . وى مىگويد : « عاقب و سيد به قصد ملاعنه آمدند ، پس يكى از آن‌ها به ديگرى گفت : « اين كار را نكن » . چنان كه مشاهده مىشود ، تحريف در اين روايت منجر به تناقض و به هم ريختگى در ابتدا و انتهاى يك جمله شده است . اگر اين دو واقعاً براى ملاعنه آمده بودند ، به طور حتم بايد اتفاقى افتاده باشد كه آنان را از اين كار منصرف كرده است ، امّا در روايت به اين اتفاق هيچ اشاره‌اى نشده است . ابن حجر در شرح اين روايت ، به صورت كاملًا گزينشى به نزول آيهء مبارك مباهله و خروج پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم به همراه اهل بيت عليهم السلام براى ملاعنه اشاره كرده است . بخارى در ادامهء روايت به نقل از نصرانيان مىنويسد : « انّا نعطيك ما سألتنا » ؛ هر چه از ما بخواهى به تو مىدهيم . اما در اين روايت و نيز در روايتى كه حاكم حسكانى از حذيفه نقل كرده است ، از درخواست چيزى توسط پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم سخنى به بيان نيامده است . بر اساس روايات ديگر ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم جز دعوت به اسلام و عمل به آن‌چه قرآن آورده ، درخواست ديگرى از نصرانيان نداشته است و چون نصرانيان از پذيرش اسلام خوددارى كردند ، پيامبر به آن‌ها اعلان جنگ نمود و آنان در ازاى پرداخت جزيه صلح كردند و پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم توافق‌نامه‌اى با آنان امضاء نمود . كاتب اين توافق‌نامه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بوده است . بخارى به جهت كتمان فضيلت اهل بيت عليهم السلام ، حديث مباهله را در اين روايت حذف كرده و به جاى آن فضيلتى براى ابوعبيدهء جراح جعل مىكند ! وى در اين روايت ساختگى مدّعى شده است كه وقتى نجرانيان فرستاده‌اى از رسول