وى تمام گناهان و جنايتهاى بنواميه را توجيه مىكرده است ، از اين رو دين خود را براى آبادى دنياى آنان فروخت . به همين جهت حضرت امام سجاد عليه السلام نامهاى به وى نوشت و او را موعظه كرد و از اينكه وى پلى براى رسيدن بنواميه به مقصود باشد بر حذر داشت . امام عليه السلام در بخشى از اين نامه خطاب به زهرى مىنويسد :
و اعلم ، أنّ أدنى ما كتمت وأخفّ ما احتملت أن آنست وحشة الظالم وسهّلت له طريق الغيّ بدنوّك منه حين دنوت ، وإجابتك له حين دعيت . . . جعلوك قطباً أداروا بك رحى مظالمهم وجسراً يعبرون عليك إلى بلاياهم وسُلّماً إلى ضلالتهم ، داعياً إلى غيّهم ، سالكاً سبيلهم . . .
أحذر فقد نُبّئت وبادر فقد اجِّلت . . . أما ترى ما أنت فيه من الجهل والغرّة و ما النّاس فيه من البلاء والفتنة . . . أما بعد ، فأعرض عن كلّ ما أنت فيه حتّى تلحق بالصّالحين . . . مالك لا تَنتَبه من نعستك ؛ « 1 »
بدان كمترين چيزى كه پنهان كردهاى و دم فرو بستهاى آن است كه به همدمى ظالم در وحشت او تن دادهاى و راه رسيدن به مقصود را براى وى آسان گردانيدهاى ، چرا كه هرگاه تو را به حضور طلبيده به او نزديك شدهاى و هرگاه به تو توجه كرده به وى پاسخ مثبت دادهاى . . . تو را محور قرار دادهاند كه آسياب ستمهايشان گِرد تو مىچرخد ، و پلى قرار دادهاند كه در گرفتاريهايشان از تو عبور مىكنند و تو را از نردبان گمراهى خود ، دعوت كننده به پرچمشان و راهرو راهشان قرار دادهاند . . . [ از اين كار ] پرهيز كن تا بالا روى و [ در اين كار ] عجله كن تا بزرگ شوى . . . آيا نمىبينى كه در جهل و غرور فرو رفتهاى و مردم در سختى و گرفتارى واقع شدهاند . . . . امّا بعد ، پس از
هامش
( 1 ) . تحف العقول : 275 - 277 ؛ بحار الأنوار : 75 / 133 - 135 .