بلكه مراد ( از اهل بيت در آيه ) رسول خدا ، على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام هستند ، نه غير ايشان . آنچه بر مراد رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم در خطاب ايشان به ام سلمه كه فرمود : « تو از اهل من هستى » دلالت دارد ، حديثى است كه از واثله براى ما نقل شده كه : گفتم : اى رسول خدا ، آيا من نيز از اهل شما هستم ؟
فرمود : « تو نيز از اهل من هستى » . آن گاه واثله گفت : اين سخن از بالاترين آرزوهاى من بود . با توجه به اينكه نسبت واثله به پيامبر دور تر از ام سلمه به رسول خداست ؛ زيرا او مردى از بنوليث بوده و از قريش نيست ، اما جايگاه ام سلمه در ميان قريش جايگاهى است كه به واسطه پيامبر كسب كرده است ، از اين رو روشن مىگردد اينكه پيامبر به واثله فرمود تو از اهل من هستى ، بدان معنا است كه به دليل تبعيت تو از من و ايمانت نسبت به من در جماعت من داخل شدى و ما در كتاب خدا آنچه را كه بر اين معنا دلالت دارد يافتيم ، آنجا كه مىفرمايد : « و نوح پروردگارش را خواند و عرضه داشت : « وَنادى نُوحٌ رَبَّهُ فَقالَ رَبِّ إِنَّ ابْني مِنْ أَهْلي » . و خداوند در آنجا چنين پاسخ داد : « إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ » . پس آن كس كه موافق دين او باشد داخل در اهل او مىشود ، هر چند كه از خويشاوندانش نباشد . پس احتمال دارد جوابى كه رسول خدا به ام سلمه داد و فرمود : « تو از اهل من هستى » نيز بر همان معنا باشد كه به واثله فرمود .
از حديث سعد و احاديثى كه به همراه آن در ابتداى اين باب ذكر كرديم فهميده مىشود كه مراد از اهل در آيهء قرائت شده چه كسانى هستند ، زيرا ما احاطهء علمى داريم كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم آنگاه كه به هنگام نزول آيه اهلش را فراخواند ، كسى غير از آنها از اهل او - كه مراد آيه باشد - باقى نماند ، و چون اينچنين بود ، محال است كه در آيه كسى غير از اينان داخل شود . در احاديثى كه در اين باره ذكر كرديم ، دليل گفتارمان روشن است .
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 162
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص١٦٢