« حق نماز اين است كه نمازگزار خود را در برابر خدا ايستاده بداند . . . » امام صادق ( ع ) مىفرمايد :
« چون رو به روى قبله ايستادى دنيا را و مردم دنيا را و هر چه را در دنيا هست به فراموشى بسپر » .
و چون تكبير گفتى تمام آنچه را در آسمانهاى برين و در زمين است در برابر كبريا و عظمت خداوند ناچيز شمر ؛ چون ، هر گاه خداوند تعالى از قلب بندهاش به هنگامى كه تكبير مىگويد آگاه شود و قلبش با تكبيرى كه مىگويد همصدا نباشد مىفرمايد : اى دروغگو ، آيا مرا مىفريبى ؟ ! سوگند به عزت و جلال خود كه تو را از حلاوت يادم محروم مىسازم و از قرب خود و مناجات كردن با من محجوبت مىكنم .
« و بدان كه او نيازى به خدمت تو ندارد و از عبادت تو بىنياز است و به دعاى تو حاجتى ندارد . او به فضل خود تو را فرا خواند تا تو را رحمت كند و تو را از عقوبت خويش دور سازد » .
/ 58 در بعضى از احاديث آمده است كه نماز را حدودى است .
زكريا بن آدم از حضرت رضا ( ع ) روايت مىكند كه گفت :
« نماز را چهار هزار در است » . « 13 » امام صادق فرمايد :
« نماز را چهار هزار حد است » . « 14 » «
وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
- و از مشركان مباشيد . » [ 32 ] به خاطر پيروى از دين حنيف و پاكيزگى از ناپاكى شرك آدمى نياز به انابت و تقوى و اقامه نماز دارد . در آن جا مؤمن در دژ استوار توحيد قرار مىگيرد . و از مظاهر شرك كه يكى از بارزترين آنها اختلاف در دين و تشتت و تحزب است
هامش
( 13 ) - بحار الانوار ، ج 28 ، ص 303 .
( 14 ) - همان منبع .