تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
واقف است ولى اينان فطرتشان ضعيف است . اين فطرت الهى و ثابت برترين دينى است كه بشر خود را بدان ملزم مىدارد و از آن پيروى مىكند و شخصيت خود را در آن مىبيند ، زيرا آن چونان آينه‌اى است صافى كه در آن هيچ اعوجاجى نيست شخصيت انسان و زندگى او و مجتمع او با او استقامت مىگيرد . در حالى كه آيينى كه بر اساس فطرت نباشد راه افراط و تفريط مىپيمايد و به جانب راست و چپ متمايل مىشود و ضمير انسان را فاسد مىنمايد و شخصيت او مسخ مىكند و زندگىاش را تباه مىسازد . از اين كلمه در مىيابيم كه اين يك ضرورت انسانى است . ولى اغلب مردم در نوع آيينى كه بدان گردن مىنهند اشتباه مىكنند . «
ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ
- دين پاك و پايدار اين است . » از اين آيه نتيجه مىگيريم كه براى شناخت دين صحيح و خالص دو راه وجود دارد : اول هدايت خدا آنجا كه مىگويد « به يكتاپرستى روى به دين آور » و ديگر و جدان . «
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
- ولى بيشتر مردم نمىدانند . » مسئلهء مردم اين است كه از علمشان بهره نمىجويند بلكه از هواهاى نفسانى خود متابعت مىكنند . بنا بر اين نبايد از اين كه پيروان دين حق اندك‌اند وحشت كنيم . يا از اين كه پيروان راه شيطان بسيارند بيمى به دل راه دهيم ، زيرا بيشتر مردم نمىدانند . [ 31 ] به راه راست دين حق رفتن كارى آسان نيست ، زيرا عوامل و انگيزه‌هاى شهوت و وسوسه‌هاى / 56 شيطان و فشارهاى اجتماعى همواره مىكوشند تا انسان را از راه حق منحرف سازند . پس بايد به خدا روى آورد و هر بار كه اسباب انحراف به شرق يا به غرب سر برداشت به خدا پناه برد و به او روى آورد و به تقوى ملتزم شد بدين گونه كه تمام فرايض شريعت را به انجام رسانيد كه شريعت حصن توحيد است و با روى معرفت . يكى از آشكارترين معانى تقوى برپاى داشتن نماز