«
قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى
- بگو شما را به يك چيز اندرز مىدهم ، دودو و يك يك براى خدا قيام كنيد . » يعنى به صورت دسته جمعى دو تا دو تا و بيشتر يا هر كس خود به تنهايى .
قيام بايد به هدف تفكر در شناخت حقيقت باشد . حقيقتى كه بر شايعات بزرگان و مالداران خط بطلان كشد .
«
ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ما بِصاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذابٍ شَدِيدٍ
- سپس بينديشيد تا بدانيد كه در يار شما ديوانگى نيست . اوست كه شما را از آمدن عذابى شديد مىترساند . » و اولين چيزى به آنان تذكر مىدهد اين است رسول خدا كه او را چهل سال است كه مىشناسند ديوانه نيست . چگونه ممكن است كه در او جنون باشد در حالى كه حكمت از جوانب وجودش مىتراود و اعمال و رفتارش دليل كمال عقل اوست .
او براى شما از حقيقتى سخن مىگويد كه اگر تركش كنيد محنت و شوربختى نصيب شما خواهد شد . اين / 497 تفكر و عقل را انگيزانندهتر است .
خداى تعالى به سبب لطف و كرمى كه نسبت به امت محمد دارد عذابهاى مادى چون صاعقه و باد و امثال آنها را از آنان دور كرده پس سنت او در عذاب كردن منكرين به صورت ديگرى است : چون عقبماندگى و دنبالهروى و جنگها ، وضعى كه امروزه امت اسلامى گرفتار آن است به سبب داشتن افكار و عاداتى است معارض با دين خدا .
اين آيه همهء دعوتهاى اصلاحطلبانه را در هر عصرى در برمىگيرد . پس صحيح نيست كه جامعه بدون تفكر اين دعوت را بپذيرد يا آن دعوت را رد كند . چه بسا آنچه پذيرفته خطا باشد و آنچه نپذيرفته درست . بلكه واجب است كه در هر امرى عميقا بينديشد و برنامهء درست براى رسيدن به هدف عالى را كه همان حقيقت باشد در نظر بگيرد . از اين روست كه قرآن مىفرمايد « برخاستن براى خدا » يعنى بايد هدف خدا باشد نه چيز ديگر . مثلا اگر كسى علم را طلب كند براى مصالح