«
وَ ما أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِنْ نَذِيرٍ
- و پيش از تو بيمدهندهاى بر آنها نفرستادهايم . » تا لا اقل با حركتهاى دينى اندكى آشنا بوده باشند و ميان تو و آنها مقايسهاى كنند و در اين مقايسه حقيقت را دريابند . پس انكار اينان بر مبناى جهل است نه بر اساس علم .
[ 45 ] خداى تعالى سپس براى كفر آنها پايگاه ديگرى را مىشناساند . و آن مغرور شدن آنهاست به نيروى خود . پس آنان را هشدار مىدهد كه نيروهاى ظاهرى ، پاداش كفرشان را از آنان دفع نخواهد كرد . كسانى كه پيش از آنها بودند و به نيروى خود مىباليدند مورد خشم خدا واقع شدند و نابود شدند ، آيا اينان مىتوانند از اين سرنوشت رهايى يابند .
«
وَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ ما بَلَغُوا مِعْشارَ ما آتَيْناهُمْ
- كسانى كه پيش از آنها بودند ، پيامبران را تكذيب كردند و اينان خود به يك دهم آنچه به آنها داده بوديم نرسيدهاند . » يعنى از نيرومندى .
«
فَكَذَّبُوا رُسُلِي
- و با اين حال پيامبران مرا تكذيب كردند . » مغرور به نيروها و امكانات خود و جهل به نبوت و رسالت .
آيا نيروها و امكاناتى كه در اختيار دارند آنان را از عذاب خدا حفظ تواند كرد ؟ هرگز . قرآن سرگذشت و سرنوشت / 496 اين اقوام را براى ما شرح مىدهد باشد كه عبرت گيريم .
«
فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ
- پس عقوبت من چه سخت بود . » [ 46 ] پس از آن كه قرآن اساس كفر را بر هم مىزند و عذر منكران رسالت را از قبيل پيروى از سنت پدران و يا مغرور شدن به قوت و قدرت نفى مىكند ، آنان را به تفكر فرا مىخواند . و اين راه درست دعوت است . كه نخست حجابهايى را كه مانع ديدن است از ميان بردارد سپس و جدان طرف را مورد خطاب قرار دهد و او را به تفكر و تعقل وادارد .