تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
گرديد . چه دانى تو ، شايد غرور سبب پايان يافتن جاهليت نوين باشد . امام على ( ع ) در تعريف بعضى از اقوام گفته است : « فجور كشتند و با غرور آبش دادند و شورش درو كردند » . « 15 » / 481 و نيز فرمود : « خوشا به حال كسى كه قاتلان غرور نكشندش » . [ 36 ] پروردگار جهان اين انحراف روانى را چنين معالجه مىكند كه مىفرمايد هر مالى كه در دست مردم است از جانب خداست و نبايد بدان مغرور شوند . «
قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ
- بگو پروردگار من است كه روزى هر كس را كه بخواهد فراوان مىكند و بر هر كه بخواهد تنگ مىگيرد . » گاهى خداوند روزى بنده‌اش را زياد مىكند تا از حد كفايتش افزون آيد و گاه روزى بر او تنگ مىگيرد . پس توانگرى و درويشى به دست اوست . چه بسا كسى كه امروز توانگر است فردا فقير گردد يا بر عكس . ولى بيشتر مردم اين حقيقت را درك نمىكنند ، زيرا جز ظاهر زندگى دنيا نمىشناسند . و مىپندارند كه فقط به نيروى سعى و كوشش روزى فراوان به دست خواهند آورد . اگر اينان اندكى در زندگى تعمق كنند خواهند دانست كه سعى و كوشش فقط وسيله است و سبب اصلى رحمت پروردگار است . «
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
- ولى بيشتر مردم نمىدانند . » از مشكلات روانى و عقلى بشر اين است كه آنها سعى نمىكنند تا علت اصلى را كه برترى علتهاست بشناسند . آنان فقط به علل ظاهرى و مستقيم بسنده مىكنند . [ 37 ] اكنون فرض كنيم كه مالداران مالك اموال و اولاد خويش‌اند . آيا
هامش
( 15 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 2 ، ص 47 .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 384 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي