هيچ شهرى نبود كه خداوند رسولى بدانجا فرستاد و توانگران و دنياپرستانش ادعا كردند كه آنها به رهبرى و پيشوايى اولى هستند . زيرا آنان را ثروت و دارايى است و به پندار ايشان حتما مورد خشنودى خدا واقع خواهند شد و عذاب الهى به آنها نخواهد رسيد .
قرآن دو بار اين طرز فكر را مردود مىشمارد :
يك بار هنگامى كه گفت كه اين ثروت كه اينان بدان مىنازند از سوى خودشان نيست بلكه از سوى خداست و بار ديگر آن جا كه گفت مقياس رضايت خداوند از بندهاش مال و دارايى نيست چه بسا توانگرى كه مورد خشم خداست و چه بسا فقيرى كه مورد خشنودى خداست . ثروت و قدرت و نيرو و ديگر نعم پروردگار فقط براى آزمايش انسان در اين دنياست .
/ 479 سپس سياق عبارت ما را متوجه مىسازد كه ثروت خود يكى از وسائل خشنود خدا تواند بود در صورتى كه از آن استفاده صحيح شود و در راه او انفاق گردد . سپس تأكيد مىكند كه انسان هر چه را در راه خدا انفاق كند براى او باقى مىماند و هم در دنيا خيرش به او مىرسد و هم در آخرت بهشت را به پاداش خواهد يافت . سپس به اين نكته اشارت دارد كه مال و ثروتى كه دارند از سوى خودشان نيست بلكه از سوى خداست .
آن گاه دربارهء اين موضوع كه برخى از مردم كسانى چون ملائكه و جن يا مردان صالح را مىپرستند و حال آن كه بايد خدا را بپرستند . پس مكالمهاى است ميان خدا و ملائكه . آن جا كه خدا از آنها مىپرسد آيا آنان شما را مىپرستيدهاند ؟
ملائكه انكار مىكنند و استغفار مىنمايند و از پندار مردم دربارهء خود كه به اين اميد هستند كه ملائكه آنان را از عذاب آتش برهانند تبرى مىجويند .
شرح آيات :
[ 34 ] معلوم مىشود بسيارى از توانگران عياش كه خدا به آنان نعمت عطا كرده و آنان اسراف مىورزند ، از معاندان هستند . اينان اديان الهى را انكار مىكنند .