فرزندان را عنايت كند در عين اين كه از خدا مىخواستند كه آنها را پيشواى پرهيزگاران قرار دهد . « اى پروردگار ما ! از همسران و فرزندانمان دلهاى ما را شاد دار و ما را پيشواى پرهيزگاران گردان » . « 17 » اين رفتار تكامل يافته رهبرى است كه بايد الگوى ديگران قرار گيرد . رفتار پيامبران بزرگ و اوصياء آنان و اولياء خدا در طول تاريخ چنين بوده است .
زندگى پسنديده و داراى فضيلت همان زندگى است كه اين آيه به ما تعليم مىدهد « در آنچه خدايت ارزانى داشته سراى آخرت را بجوى و بهرهء خويش از دنيا فراموش مكن » . « 18 » رهبر دينى نبايد به حساب آخرت دنيا را از ياد ببرد و مردم را به آن تبليغ كند ، زيرا در اين صورت كسى از او متابعت نخواهد كرد . كه تمتع از دنيا چون توجه به آخرت از چيزهايى است كه عقل بشرى به آن اقرار دارد .
پس انگيزهاى براى در رنج افكندن خود نيست به چند سبب از جمله :
اولا : ازدواج آن حضرت با زينب از سوى خدا بر او واجب شده بود .
/ 343 «
ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ
- بر پيامبر در انجام دادن آنچه خدا بر او مقرر كرده است حرجى نيست . » ثانيا : تمتع به دنيا در كنار كوشش براى آخرت چيزى نيست كه براى پيامبران به تازگى مقرر شده باشد ، بلكه آن سنتى است كه زندگى بر آن جارى شده .
«
سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ
- هم چنان كه خدا براى پيامبران پيشين نيز چنين سنتى نهاده است . » ثالثا : ما مؤمنان بايد معتقد باشيم كه اوامر خدا از روى حكمت و دقت است و اين ما را به تسليم در براى قضاى الهى وا مىدارد . بر پيامبر هم واجب است كه به هر چه خدا به آن فرمان داده خاضع باشد .
هامش
( 17 ) - الفرقان / 74 .
( 18 ) - القصص / 77 .