شرح آيات :
[ 36 ] مؤمن واقعا بايد تسليم فرمان خدا و رسول او باشد . تسليم مطلق در همهء جوانب زندگى .
«
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ
- هيچ مرد مؤمن و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و پيامبرش در كارى حكمى كردند ، آنها را در آن كارشان اختيارى باشد . » / 338 وقتى قرآن خطاب به مذكر مىكند آن نيمه ديگر جامعه يعنى زنان را هم در بر مىگيرد . ولى در اين جا به طور اختصاص از زنان هم نام برده است ، زيرا بسيارى از احكام - بويژه در باب قضا - به زنان ارتباط دارد و زنان نيز چون مردان بايد در برابر قضاوت خدا و رسول او واقعا خاضع باشند .
خضوع حقيقى همان است كه در آيهء « نه ، سوگند به پروردگارت كه ايمان نياورند مگر آن كه در نزاعى كه ميان آنهاست تو را داور قرار دهند و از حكمى كه تو مىدهى هيچ ناخشنود نشوند و سراسر تسليم آن گردند » ( سورة النساء / آيهء 65 ) آمده است . حتى در عرصه فكرى و روانى جايز نيست كه مؤمن از حكم رسول اللَّه ( ص ) اظهار دلتنگى كند . بلكه بايد به خشنودى تسليم او گردد ، بدون كمترين شك و ترديدى .
«
وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً
- و هر كه از خدا و پيامبرش نافرمانى كند سخت در گمراهى افتاده است . » بسا مهمترين چيزى كه خدا و رسولش به آن حكم كردهاند برگزيدن اهل بيت باشد در اطاعت از ايشان ، زيرا خداوند هر گونه پليدى و ناپاكى را از آنان دور كرده است و آنان را چنان كه بايد پاكيزه ساخته . پس بر مؤمن جايز نيست كه به اين حكم اعتراض كند .
در اصول كافى از عبد العزيز بن مسلم روايت شده كه گفت : ما در مرو با حضرت رضا ( ع ) بوديم . در آغاز ورودمان در مسجد گرد مىآمديم . روزى سخن به