در شريعت اسلامى ، اين هر سه قوه در رهبرى عاليه دينى متمركز است و آن شخص پيامبر ( ص ) است ، يا كسى كه امتداد حقيقى اوست پس دستگاه رهبرى مرجع اعلاى مقننه و قضائيه است . پس اگر پيامبر يا كسى كه جانشين حقيقى اوست حكمى كرد هيچ كس حق اعتراض بر آن را ندارد .
قرآن براى ما مثلى مىآورد . / 337 آيين نوين با قواعد و عادات و آداب جاهليت به معارضه برخاسته . در زمان جاهليت ازدواج با مطلقهء پسر خوانده حرام بود . آيات نخست توضيح مىدهند كه پسر هر كس آن كسى است كه از صلب او باشد ، اما ديگرى خواه او را از سر راه برداشته و خواه به فرزندى قبول كرده فرزند او نمىشود .
زيرا پدرى مسألهاى طبيعى است نه اعتبارى و قرار دادى .
اين حكم جديد نياز به آن داشت كه كسى جرأت اقدام داشته باشد و آن را بر كرسى بنشاند . و اين كار جز از پيشواى امت ساخته نيست . پس رسول ( ص ) با مطلقهء زيد بن حارثه كه فرزند خواندهء اوست ازدواج مىكند . زيد مردى بود از نسبى فرودين و زينب بنت جحش صاحب حسب و نسب . در اول كه رسول اللَّه ( ص ) زينب را براى زيد مىگيرد عليه يكى از رسوم جاهليت قيام مىكند و آن دادن زن است از طبقهء فرازين به طبقهء فرودين و دوم وقتى زيد ، زينب را طلاق مىدهد و او زينب را به زنى مىگيرد با رسم دوم يعنى حرمت ازدواج با مطلقهء پسر خوانده معارضه مىفرمايد .
و رفع حرج از مسلمانان در يك چنين حوادثى ، و نيز به خاطر آن كه شكستن عادتهاى اجتماعى پيامبر را تا حدى با مشكل مواجه مىكرد و گاه با انواع فشارها از سوى افراد ساده لوح و منافق رو به رو مىشد ؛ بنا بر اين ، خداوند آن بزرگوار را از اين كه بر خلاف حق در برابر مردم خضوع كند و سر تسليم فرود آورد بر حذر داشت و تأكيد كرد كه مهمترين صفت يك پيامبر ترس از فقط خداوند و توكل به اوست .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 270
مساهمون: احمد آرام
ص٢٧٠