( 37 ) ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً ( 38 ) الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً ( 39 )
/ 335
معناى واژهها
36 [ الخيرة ] : انتخاب و گزينش .
37 [ وطرا ] : هر نيازى است كه در آن همّتى داشته باشى و هر گاه كسى بدان رسد گويند : قد قضى وطره و إربه .
38 [ قدرا مقدورا ] : قضاى حكم شده .
39 [ حسيبا ] : يعنى حافظ اعمال خلق و محاسبه كننده و پاداش دهندهء به آن كارها .
/ 336
محور بودن رهبرى مكتبى در جامعه
رهنمودهايى از آيات :
هنگامى كه به شريعت اسلامى باز مىگرديم - چون ديگر سازمانها - در آن سه نيروى اساسى مشاهده مىكنيم : قضائيه ، مقنّنه و مجريه . مقننه وظيفهاش وضع قوانين و احكام عام است و قضائيه ، كار آن تطبيق قوانين است بر وقايع مختلف در حالى كه كار قوّهء مجريه اجراى قوانينى است كه آن دو قوه پيشنهاد و تصويب كردهاند .