تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
شنيده‌اى ؟ گفت : آرى . پيامبر ( ص ) گفت : وقتى كه چشمشان به من افتد ديگر از اين گونه سخنان بر زبان نخواهند آورد . پيامبر به پاى دژ رسيد و گفت : اى بوزينگان و خوكان ديديد خدا شما را خوار ساخته و محنت و بلا بر سر شما فرستاد ؟ گفتند : اى ابو القاسم تو مرد نادانى نبوده‌اى . پيامبر آنها را بيست و پنج روز محاصره كرد . تا در محاصره به جان آمدند . و خدا بر دلهايشان بيم افكند . حيى بن اخطب با بنى قريظه به دژشان داخل شده بود . و اين در وقتى بود كه غطفان برگشته بودند . چون يقين كردند كه پيامبر بدون آن كه با آنان بجنگد باز نخواهد گشت . كعب بن اسد گفت : اى يهوديان حادثه فرا رسيده و من شما را ميان سه چيز مخير مىكنم . گفتند آن سه چيز چيست ؟ گفت : با اين مرد بيعت كنيم و تصديقش نماييم . شما مىدانيد كه او از طرف خدا آمده و شما نام او را در كتابهاى خود يافته‌ايد . پس بياييد جان و مال خود و زنانتان را در امان داريد . گفتند : ما حكم تورات را هرگز نسخ نخواهيم كرد و دينى و كتابى جز آنچه داريم نمىپذيريم . گفت : پس بياييد زنان و فرزندانمان را بكشيم آن گاه شمشيرها بركشيم و بر اينان بتازيم و در حالى كه دلواپس زن و فرزند خود نيستيم ، يا خود كشته مىشويم يا آنها را مىكشيم . گفتند : اين هم سخنى نابجاست . چرا اين بينوايان را بكشيم ؟ فرضا پيروز شديم زندگى پس از آنها براى ما چه لطفى خواهد داشت ؟ گفت : سوم آن كه امشب شب شنبه است محمد و يارانش مىدانند كه ما در چنين شبى جنگ نمىكنيم ، بيائيد بر خلاف سنت خويش بر آنان شبيخون بزنيم در حالى كه آنان غافل از ما هستند . گفتند : نه ، ما هرگز شنبه را تباه نخواهيم كرد . كه به سرنوشت آنان دچار مىشويم كه چنين كرده بودند و مسخ شدند . گفت : دريغا كه در ميان شما حتى يك تن دورانديش هم نيست . زهرى گويد : يهوديان از حضرت خواستند كه يكى از اصحابش را بفرستد تا حكميت كند . پيامبر گفت : شما خود هر كس از اصحاب مرا مىخواهيد برگزينيد . آنان سعد بن معاذ را برگزيدند . رسول اللَّه ( ص ) هم به آن راضى شد . يهودان به حكم سعد بن معاذ فرود آمدند . پيامبر سلاحهايشان را بگرفت و در خيمهء خود