از سطوت او بيمناك مىساخت . زيرا او سپاهى براى نبرد با / 309 روم تعبيه كرده بود - روم كه در آن عصر يكى از دو دولت بزرگ بود - در غزوه احد وقتى كه مسلمانان شكست نظامى خوردند وحى نازل شد كه مجروحان را از سپاه خود گرد آورد و از پى دشمن رود . كفار پنداشتند كه سپاهيان تازهاى به جنگ آنها مىآيد . و به سبب همين وحشت پس از پيروزى شكست خوردند .
سرنوشت بنى قريظه همچنين بود . آنها پنداشته بودند كه رسول اللَّه ناتوان شده است زيرا با قريش و احزاب آن جنگ نكرد ولى به زودى مشاهده كردند كه مسلمانان دژهايشان را محاصره مىكنند . پس به هزيمت شدند . ولى اين شكست با سلاح نبود بلكه از ترس بود .
«
فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً
- گروهى را كشتيد و گروهى را به اسارت گرفتيد . » اين مربوط است به يك واقعهء مهم تاريخى كه ما پس از تفسير آيهء بعد به ذكر آن خواهيم پرداخت .
[ 27 ] «
وَ أَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ
- خدا زمين . » زمين يهود را ، «
وَ دِيارَهُمْ
- و خانهها . » دژها و خانههايشان را ، «
وَ أَمْوالَهُمْ
- و اموالشان را . » يعنى دارائيهاى مادى كه به غنيمت به دست مسلمانان افتاد .
«
وَ أَرْضاً لَمْ تَطَؤُها
- و زمينهايى را كه بر آنها پاى ننهادهايد . » يعنى براى تصرف آنها مردان و اسبان به قتال نرفتهاند ، زيرا مسلمانان آنها را به محاصره گرفتند .
/ 310 «
وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً
- به شما واگذاشت و خدا بر همه كارى تواناست . » اين از چيزهايى است كه سبب اعتماد مؤمنان به خدا مىشود . آنها مىدانند