/ 233 يقين او را ملكه صبر هم مىدهد ، زيرا كسى كه به يقين رسيده باشد به پايان نيك زندگى خويش مطمئن است و مىداند كه به حق مىرسد . پس در عبور از اين مراحل دشوار صبر پيشه مىكند و در اين حال سزاوار پيشوايى حق مىشود همان كه همواره مقابل پيشوايى باطل است .
شرح آيات :
[ 22 ] انسان فطرتا آراسته به صفت ايمان به خدا است . ولى گاه به سبب غفلت يا به سبب شهوات يا افكار گمراه كننده آن را فراموش مىكند . پس خداى تعالى مبعوث مىكند رسولان را يا كسانى را كه پيرو سيرت و روش آنها هستند تا همواره ايمان به خدا را فراياد بشر دارند و حجاب از برابر ديدگان عقلشان بزدايد و و جدان خداشناسى را در آنها بيدار نمايد . مردم در برابر اين تذكر به دو فريق تقسيم مىشوند :
اول : مؤمنان كه سخن فرستادگان و هشدار دهندگان را اجابت كردهاند زيرا آنها را موافق با فطرت خداشناسى خود احساس كردهاند .
دوم : كسانى كه اعراض مىكنند . مسلم است كه آن دعوت و اين اعراض در نفس انسان و تفكر و سلوك او تأثير مىگذارند . و بسا او را به سوى ستم و بزهكارى سوق مىدهند .
«
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْها
- كيست ستمكارتر از آن كس كه او را به آيات پروردگارش پند دهند ولى اعراض كند . » ولى چرا قرآن اعراض كنندگان از آيات الهى را به صفت « ظالم » يا ستمكار متصف مىسازد .
جواب : آنچه انسان را از بزهكارى حفظ مىكند دين است ، زيرا متضمن يك نيروى معنوى است و داراى يك سلسله قوانين است كه او را به صورتهاى مختلف ، از ظلم دور مىسازد . پس كسى كه از دين اعراض كند در ظلم سقوط مىكند . از اين گذشته اعراض از دين ستم به خود است و نه تنها به خود ، / 234 به ديگران