تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
دوم : ايمان ، زمانى كه عقل در نبردش با هوى غلبه يابد اراده از آن پيروى خواهد كرد ولى بدون اين كه شك و هوى به كلى از ميان رفته باشند ، بلكه اثر معنوى نه عملى آنها هنوز باقى است . پس انسانى مىبايد كه در آن شك كند ولى در عين حال اعمال و افعال و اذكار را به جا مىآورد . چنين كسى مؤمن است يعنى نفسش تسليم عقل اوست تسليمى از جنبهء عمل . / 232 سوم : يقين ، چون شك از قلب انسان رخت بربست و از حيث اعمال و افكار تسليم محض معرفت شد مرحلهء يقين مىرسد . يقين را سه درجه است . علم اليقين ، حق اليقين و عين اليقين يعنى مرحله‌اى كه چون انسان بدان مرحله رسيد مانند امام ( ع ) مىگويد : « اگر پرده هم برداشته شود به يقين من نخواهد افزود » . يا اين سخن او ( ع ) : « هيچ چيز نديدم مگر اين كه خدا را پيش از او و با او و بعد از او ديدم » . يا اين سخن او ( ع ) : « خدايا تو را از بيم آتشت يا به طمع بهشت تو نمىپرستم . تو را مىپرستم زيرا تو را شايستهء عبادت يافته‌ام » . اما انسان چگونه به يقين مىرسد . اين مرحله به فراوان نگريستن در آيات خدا و تفكر در آنها حاصل خواهد شد . زيرا اين آيات اشارات ظاهرى هستند به حقايق بزرگتر در زندگى . و تفكر سالم چيزى است كه انسان را از خلال اين آيات و نشانه‌ها به حقايق راه مىنمايند ، زيرا آن نگاهى كه انسان را به يقين منتقل مىكند همانا نظرى است كه از سر عبرت باشد و در آن چشم انسان با بصيرت و عقلش ممزوج شده باشد . در ابتدا تفكر تو را وا مىدارد به خدا ايمان بياورى ، اندك اندك اين ايمان به يقين تبديل مىشود و سپس مراحل يقين را يكى بعد از ديگرى مىپيمايد . در حديث آمده است : « خوشا به حال كسى كه نظرش عبرت باشد و سكوتش فكرت » .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 190 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي