در خود و جهان وامىدارد تا به حقيقت بزرگ يعنى شناخت خدا دست يابيم . انسان غالبا خود در مخلوقات خدا نمىانديشد و اگر بينديشد چنان نيست كه تفكرش او را به شناخت خدا راه بنمايد و اين روشى خطاست . قرآن كريم افق ديد ما را مىگشايد و اذهان ما را به آن سوى زندگى مىبرد و ما را روشى مىآموزد كه به معرفت پروردگار منتهى مىشود . اين معرفت نظرى درست به زندگى اين جهانى را به ما نشان مىدهد كه چه در سختى و راحت چه در نهان و چه در آشكار از راه راست خارج نشويم .
شرح آيات :
[ 28 ] در آيات پيشين سخن از نامهاى خداى تعالى و اتمام حجت بر همهء مردم بود . در آن جا بخشى از قدرت و توانايى خدا را بيان داشت همچنين جنبههاى عزت / 178 و حكمت او را . آيا نديدى در عين بلاغت چگونه ما را به عزت عظيم او راه نمود و گفت كه كلمات خدا را پايانى نيست . همچنين ما را به قدرت و لطف و تدبير او رهنمون شد كه او همهء مردم را مىآفريند همان گونه كه يك تن را مىآفريند . سپس آنها را پس از مرگ زنده مىكند همان گونه كه يك نفر را زنده مىكند ؟ آيا نديدى كه چگونه ما را با حقيقت قدرت و لطف و احاطهاش به اشياء آشنا نمود .
«
ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ
- آفرينش همهء شما و باز زنده كردنتان همانند زنده كردن يك تن است . » سپس ما را به ضرورت ترس از خود تذكر مىدهد و مىگويد :
«
إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ
- هر آينه خدا شنوا و بينا است . » آنچه ما مىگوييم مىشنود و هر چه مىكنيم مىبيند و اين ما را وا مىدارد كه در گفتار و كردار خود احساس مسئوليت بيشتر كنيم .
[ 29 ] خداى تعالى خورشيد و زمين را حركتى دائم داد و از حركت آنها شب و روز پديد آمد و فصلهاى مختلف آشكار شد .