تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
ماست و اگر بر عكس است پس بر ما واجب است كه در برابر هر افزودهء تازه‌اى شكرى به جاى آوريم . اگر قدرى به عقب برگرديم موضوع برايمان روشن خواهد شد . كه ما ديروز چيزى در خور ذكر نبوديم و كمالات ما اندك اندك افزوده شد و به قدرت الهى از ضعف به قوت آمديم و به رحمت او از جهل به علم . همچنين از هر سو عدم و نيستى ما را احاطه كرده بود ، خداى تعالى بر ما منت نهاد و نعمت آفرينش ارزانى داشت و به نعمتهاى ظاهرى و باطنى متنعم ساخت . تا آنجا كه همهء ذرات وجود مادى و معنوى ما نعمتى است كه خدا به ما داده . پس چرا بايد كفران ورزيم و تكبر كنيم و سركشى نماييم در حالى كه مىدانيم كه اين نعمتها ديرى نخواهد پاييد ، عارضى هستند و اگر انسان شكر پروردگارش را بر آن نعمتها ، به جاى نياورد ، / 177 زوال يابند يا هر وقت كه خدا اراده كند آنها را باز پس مىگيرد . ميان انسانى كه مىپندارد كه كمال در ذات او اصيل است و ميان ديگرى كه مىداند كه او چيزى درخور نبوده است ، بلكه خدا او را آفريده و از نعمتهاى خود به او داده است ، چند چيز است ، يكى فرق در صفات است كه يكى شكيبا و شكرگزار است و يكى شتابكار و كافر نعمت . و هر دو اين دو موضع از يكى از دو نظريهء پيشين برخاسته است . كسى كه مىپندارد كه كمال او اصلى است براى شكرگزارى يا شكيبايى ضرورتى نمىشناسد در حالى كه آن ديگر شكر نعمتها را به جاى مىآورد و در راه تكامل خود از آنها سود مىجويد و حتى هنگام فرارسيدن بلا هم شكر مىكند ، زيرا مىگويد كه نعمتى كه در دست او است امانتى بيش نيست و خدا اراده كرده و آن را بازپس گرفته است . اما آن كه اهل كفران است چون خيرى به او رسد به كسى از آن سودى نمىرساند و چون شرى بر او درآيد جزع و زارى مىكند . دلش مىخواهد كه همه چيز داشته باشد ولى در پى يافتن وسيله سالم و صحيح نيست . براى اين كه صفت شكر و صبر را در خود به وجود آوريم قرآن ما را به تفكر