كسى را كه مالك بخشى از آنهاست .
[ 27 ] پروردگار ما پيروزمند و مقتدر است زيرا بر همهء بندگان خود استيلا دارد . حركت آسمانها و زمين به قدرت اوست . چون ارادهء آفرينش چيزى كند به همان اراده « كن » موجود مىشود . هر چه مىشود به خواست اوست حتى برگى هم كه از درختى جدا مىشود و / 172 مىافتد به امر اوست . و خدا به آن عالم است . حركت ذره در درون عالم كوچك ولى عظيم خود به امر اوست . حركت سلولها با همه خردى به ارادهء اوست . اين است معنى عزت . در اين كلمات بنگر و بينديش آيا نه چنين است ؟
«
وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ
- اگر همهء درختان روى زمين قلم شوند . » اكنون نمىدانيم كه به طور تقريب چند درخت در روى زمين هست در جنگلها و مزارع و كوهها . ولى به يقين عددى هولناك است با آن كه از هر درخت مىتوان صدها هزار قلم ساخت و قلم به آسانى مستهلك نمىشود . آيا چنان شمارى در فكر مىگنجد ؟
«
وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ
- و دريا مركب . » يعنى درياهاى روى زمين همه به هم متصل شوند تا به صورت يك دوات درآيند و آن گاه سر اين قلمها در آنها نمناك شود ، «
مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ
- و هفت درياى ديگر به مددش بيايد . » هفت بيان كثرت مىكند . اگر سه چهارم زمين كه آب است از آن به يك دريا تعبير شده اكنون هفت درياى ديگر به همين عظمت بر آن بيفزايند .
/ 173 «
ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ
- سخنان خدا پايان نمىيابد . » چگونه كلمات خدا كه به شمار نمىگنجد به پايان آيد ؟ در تصوير قرآن سخن از شمار دفاتر نرفته است ، زيرا افق فكر بشر از تصور آن همه كاغذ كه با آن قلمها و آن مركبها نوشته شوند عاجز است .
«
إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ
- و خدا پيروزمند . »