بدانيم ؟
قرآن ياد خداست و هدف آن راسخ كردن پايههاى ايمان است در قلب ما .
ولى علاوه بر اين هدف كلى حكمتى خاص هم در وراى ياد خدا و اسماء و آيات او هست كه به موضوع خاصى متعلق است . مثلا اكنون كه صحبت از شكر است بايد از صاحب نعمت هم سخن به ميان آيد ، زيرا اگر شكر گوينده نداند چه كسى را شكر مىگويد ، شكر گفتنش را معنايى نيست . همچنين همهء حقايق مستقيما با معرفت خدا پيوسته است . و اولين اسم از اسمهاى او از بزرگترين نعمتهاى او پرده برمىگيرد خالق يا آفريننده است .
/ 170 «
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ
- اگر از آنها بپرسى : چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است ؟ خواهند گفت : خدا . » اين فطرتى است كه همه مردم در آن مشتركاند ، حتى مشركان اعتراف مىكنند كه خدا آفريدگار هر چيزى است ولى آنان از ديگرى مىترسند و از سر نادانى براى او شريك قرار مىدهند .
مادامى كه همه اعتراف مىكنند كه نعمت آفرينش كه اصل ديگر نعمتهاست از خداست پس حمد خدا را . و بر ما واجب است كه با تمام معانى حمد او را حمد گوييم :
«
قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ
- بگو سپاس خدا را . » از اين سياق درمىيابيم كه حمد سرآغاز شكر است و نخستين كلمه در قرآن بعد از بسم اللَّه « الحمد للَّه » است . پيامبران و امامان و اهل صدق همواره سخن خود را با حمد آغاز مىكردهاند و جز آنان مردمى نادانند .
«
بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ
- بلكه بيشترشان نادانند . » اين نادانان ، موجودات حقير را حمد مىگويند و نمىدانند كه حمد ويژهء خداوند است . آيا همهء نعمتها از او نيست ؟ آيا مردم به نيرو و توانى كه از جانب او يافتهاند كارهاى نيك را انجام نمىدهند ؟
و اين سؤال پيش مىآيد : چرا بر خدا كافر مىشوند در حالى كه مىدانند كه