او آفريدگار آسمانها و زمين است ؟
اين تناقض در ذات بشر وجود دارد ، و منزه است خدا اگر مصدر اين تناقض او باشد . پس حمد او را در آسمانها و زمين . هر كس كه حمد ويژهء او باشد البته در او نقصى نيست . آيات او در آفاق پراكنده است . آن كه او را منكر است به سبب قلت آيات او نيست . پس حجت بر آنها تمام است . خدا معرفت خود را در دلهاى آنها جاى داده و اين همان فطرت است .
/ 171 آرى ، جهلى كه از ذات بشر سرچشمه مىگيرد و ستمشان و تراكم عقدههاى روانى بر دلهايشان منشأ تناقض است ميان اعترافشان به آفريننده و عدم شكرگزارىشان از او .
[ 26 ] زيرا خداى آفريننده مالك است چه كسى ملكش عظيمتر است از كسى كه مىآفريند و پيوسته در آفريدگان خود به هر گونه كه ارادهاش اقتضا كند تصرف مىكند بى آن كه كسى او را بازخواست نمايد ؟
«
لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
- از آن خداست آنچه در آسمانها و زمين است . » او مالك حقيقى است . اما مردم به اندازهء قدرت تملك و در حدود صلاحيتشان در تصرف ، مالك مىشوند .
«
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ
- و خدا بىنياز و ستودنى است . » بعضى از مردم - به حول و قوت خدا - چيزى را مالك مىشوند ، مالكيتى محدود ولى به هنگام تصرف در آن ، بد مىكنند . اينان غنى هستند ولى ناستودهاند .
ولى خداى تعالى در توانگرى خود ستوده است ، زيرا فاعل خير است و چنان مىكند كه مستوجب حمد و شكر است .
ملاحظه مىشود كه پايان آيه فشرده و چكيدهء مفهوم و انديشه آن آيه است ؛ چنان كه آغاز آن گواه بر پايان آن مىباشد ؛ چه ، كسى كه مالك آسمانها و زمين باشد غنى و بىنياز است بنا بر اين خداوند غنى است . حميد نيز هست ؛ چون ظاهرا منشأ همهء نعمتها آسمانها و زمين است پس بايد آفريدگار آسمانها و زمين را ستود نه