4 . اعتبار نسائى و كتاب وى
احمد بن على بن شعيب نَسائى متوفاى سال 303 .
نكته قابل توجه در زندگانى نسائى داستان اهل شام است كه منجر به مرگ وى شد :
مردم شام در آن روزگار از پيروان بنى اميه بودند ، وقتى نسائى به شام رفت از او خواستند فضيلتى دربارهء معاويه نقل كند ، او در پاسخ گفت : « من براى او فضيلتى نمىشناسم مگر [ آن كه پيامبر در نفرين او فرمود : ] « خدا شكم تو را سير نكند » « 1 » سپس او را در وسط مسجد جامع اموى كتك زدند و كشان كشان از مسجد بيرون بردند و چنان بر شكمش ضربه وارد كرده و بر خصيتين او فشار آورده بودند كه بر اثر همين ضربات جان سپرد . « 2 »
هامش
( 1 ) . وفيات الاعيان : 1 / 77 ، شذرات الذهب : 2 / 239 ، ميزان الاعتدال : 3 / 240 ، تهذيب الكمال : 22 / 344 . بر اساس روايات اهل سنّت ، پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله معاويه را خواست ، گفتند : او مشغول خوردن غذا است . آن حضرت براى دومين بار او را طلب كرد . گفتند : در حال خوردن غذا است ، سومين بار او را به حضور طلبيد ، گفتند : غذا مىخورد ! پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله فرمودند : اگر در حال خوردن غذا است ، هرگز سير نشود . از آن پس معاويه آن قدر غذا مىخورد كه خسته مىشد ولى سير نمىشد . شاعرى با تمثل به اين جريان گفته است :و صاحب لي بطنه كالهاوية * كأنّ في أحشائه معاويةر . ك : شرح نهج البلاغه : 4 / 55 ، معجم مقاييس اللغة : 1 / 13 .
( 2 ) . ر . ك : سير اعلام النبلاء : 14 / 132 ، وفيات الاعيان : 1 / 77 ، در برههاى از زمان ، بنى اميه در شام تبليغات فراوانى داشتند ، مخالفان على الخصوص شيعيان در اين دوره رنج فراوانى از سوى حاكمان متحمل مىشدند ، كسى را كه نامش على بود تازيانه مىزدند و سهم او را از بيت المال قطع مىكردند و خانهاش را بر سرش ويران مىساختند . امّا به تدريج فشار از مردم برداشته شد و بغض اهل بيت عليهم السلام از دل مردم بيرون رفت . در كتاب ميزان الاعتدال آمده است كه نامهاى حسن ، حسين و فاطمه در اين كشور شايع شد . هر چند كه هم اكنون نيز باقى مانده امويان در شام هستند .