حافظ ابن حجر در تهذيب التهذيب مىنويسد :
فسئل عن فضائل معاوية فأمسك عنه فضربوه فى الجامع وأخرج عليلًا فمات ؛ « 1 »
از [ نسائى ] در مورد فضائل معاويه سؤال شد وى از [ نقل فضيلت براى معاويه ] خوددارى كرد لذا او را در مسجد جامع كتك زدند و در حالى كه عليل و مجروح بود از مسجد بيرون كردند پس او جان سپرد .
هر چند نسائى از مدح معاويه خوددارى كرده و طعنهايى نيز نسبت به وى دارد ، امّا روشن است كه اين موضوع ربطى به انصاف و حقيقتگويى او ندارد « 2 » براى پى بردن به شخصيت نسائى همين كافى است كه وى با نقل روايت از عمربن سعد او را توثيق كرده است . « 3 » يحيى بن معين - كه در عصر خود رئيس المحدثين به شمار مىرفته است - در اعتراض به توثيق ابن سعد مىگويد :
كيف يكون من قتل الحسين بن على ( رضي اللَّه عنه ) ثقة ؟ ! « 4 »
چگونه ممكن است ، قاتل [ امام ] حسين - رضى اللَّه عنه - ثقه باشد ؟ !
هامش
( 1 ) . تهذيب التهذيب : 1 / 33 : 66 .
( 2 ) . البته ابن حجر عسقلانى و جمعى تصريح مىكنند به اين كه معاويه را فضيلتى نيست ، و ابن تيميّه هم اقرار مىكند كه هيچ روايت صحيح السندى در فضايل معاويه وجود ندارد . ابن تيميّه شخصى بسيار متعصب است و نسبت به اهل بيت پيامبر عليهم السلام بغض شديدى دارد . لذا اقرار به عدم وجود حتى يك روايت صحيح در فضيلت معاويه از سوى چنين كسى بسيار مغتنم است . منهاج السنة : 4 / 231 .
عبداللَّه بن احمد بن حنبل نيز نقل مىكند كه از پدرم احمد بن حنبل دربارهء على و معاويه سؤال كردم . پدرم گفت : على دشمنان زيادى داشت ، دشمنان او هرچه جستجو كردند از يافتن عيبى در او ناتوان شدند ، لذا مردى را كه با او جنگيد ( يعنى معاويه را ) ستودند ، و اين حيلهاى بود كه در اين جهت به راه انداختند . ر . ك : فتح البارى : 7 / 104 حديث 3555 ؛ تاريخ الخلفاء : 1 / 175 .
( 3 ) . ر . ك : سير اعلام النبلاء : 4 / 350 ، تهذيب الكمال : 21 / 360 : 4241 .
( 4 ) . ر . ك : الجرح والتعديل : 6 / 111 - 112 : 592 ، تهذيب التهذيب : 7 / 396 : 747 .