تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
إنّ أبا جهل قال : زاحمنا بنو عبدالمناف في الشرف حتى إذ صرنا كفَرَسي رِهان « 1 » قالوا [ بنو عبدالمطلب ] : منّا نبيّ يوحى إليه ، واللَّه لا نرضى به ولا نتبعه أبداً إلا أن يأتينا وحي كما يأتيه . فنزلت هذه الآية « اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ » ؛ « 2 » ابوجهل گفت : فرزندان عبد مناف در شرف با ما رقابت مىكردند تا آن جا كه پا به پاى هم پيش مىرفتيم تا اين كه گفتند : پيامبرى كه به او وحى مىشود از ماست . به خدا سوگند ! به اين امر راضى نمىشويم و هرگز از پيامبر تبعيت نمىكنيم مگر آن كه بر ما هم وحى نازل شود ؛ چنان كه بر او نازل مىشود پس اين آيه نازل شد : « خدا آگاه است كه رسالتش را به چه كسى بسپارد » . بنابراين جعل رسالت بر عهده خدا و از اختيار بندگان بيرون است ، چرا كه خداوند هدايت بندگانش را برعهده گرفته و فرموده است : « إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى » - يعنى بر عهدهء ماست كه هدايت كنيم - از سوى ديگر روشن است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله همواره در اين عالم باقى نخواهد بود و براى او نيز رحلتى هست . خداى تعالى خطاب به رسول خود مىفرمايد : « إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُمْ مَيِّتُونَ » ؛ « 3 » تو خواهى مرد و آنان ( ساير بندگان ) هم مىميرند . از سوى ديگر روشن است كه امر هدايت خلق بعد از رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله متوقف نمىشود ، لذا لازم است شخصى هدايت مردم را به دست گيرد ، و از آن جا كه هدايت خلق بر عهدهء خداست تنها خدا مىداند كه اين امر را به چه كسى بسپارد .
هامش
( 1 ) . كنايه از همپايه بودن است . ( 2 ) . تفسير صافى : 2 / 154 . ( 3 ) . سوره زمر : آيه 30 .