تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله يادآور مىشد و سپس به بيان فضيلت و حقانيت اهل بيت عليهم السلام مىپرداخت . با اين وجود شرايط جامعه به گونه‌اى بود كه جريان حاكم ايشان را به جرم حق گويى تحت فشار قرار داد و به ربذه تبعيد كرد . پس روشن شد كه در زمان‌هاى مختلف جريان‌هاى حاكم به شدت با نقل فضائل و بيان مقام امامت الاهى اميرالمؤمنين عليه السلام مبارزه كردند ؛ از اين رو اولًا : به دليل مصلحت انديشى و عافيت‌طلبى مردم ، حقيقت طرفدارى نداشت و ثانياً : حاميان اندكِ حق نيز تحت فشار قرار مىگرفتند و از بيان حقيقت منع مىشدند . در نتيجه نه تنها براى نقل امامت اميرالمؤمنين عليه السلام توافر دواعى وجود نداشت بلكه انگيزه‌هاى فراوانى براى مخفى ساختن فضائل و مقامات ايشان وجود داشت . البته كتمان حقايق دين به خاطر ترس و تقيه منحصر به مسأله امامت نبود . عمران بن حصين نزد اهل سنّت از جايگاه بالايى برخوردار است و از وى بسيار تجليل مىكنند و مقامات معنوى زيادى براى او قائل هستند . وى در آخرين ساعات عمر خويش وقتى كه در حال احتضار بود به دنبال كسى فرستاد تا حديثى را از پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله براى آن شخص نقل كند عمران بن حصين با آن شخص شرط كرد كه : اگر من زنده ماندم حق ندارى اين حديث را از من نقل كنى ، امّا پس از مرگم آن را نقل كن . « 1 » آن گاه پس از حصول اطمينان ، حديثى را در مورد متعهء حج براى او نقل كرد .
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم : 4 / 48 حديث 3035 : عن مطرّف قال بعث اليّ عمران بن حُصين في مرضه الذي توفي فيه فقال : انّي كنت محدّثك بأحاديث لعلّ اللَّه أن ينفعك بها بعدي ، إن عشتُ فاكتم عني ، وإن مُتُّ فحدّث بها إن شئت ، إنه قد سُلّم عليَّ . إن النبي صلّى اللَّه عليه وآله قد جمع بين حج وعمرةٍ ثم لم ينزل فيها كتاب اللَّه و لم ينه عنه نبي اللَّه صلّى اللَّه عليه وآله ، فقال رجل فيها برأيه ما شاء .