چون عمر متعه را تحريم كرده بود ، عمران بن حصين با وجود جايگاه بالاى خود در جامعه ، از نقل حديث رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله واهمه داشته است .
آيا واقعاً معناى توافر دواعى بر نقل حقايق اسلامى اين است ؟ وقتى تقيه مانع از نقل يك حديث فقهى بوده است كسى را ياراى آن بوده كه حكومت حاكمان را تخطئه كند و ناحق بودن و ظلم ايشان را بر ملا سازد و از امامت الاهى اميرالمؤمنين عليه السلام سخن بگويد ؟ !
اما با اين حال ، نصوص متواتر و فراوانى به روشنى بر امامت اميرالمؤمنين عليه السلام دلالت دارند ، و اخبار زيادى در منابع شيعه و سنّى وجود دارد كه هر يك به تنهايى مثبِت ولايت و خلافت بلافصل اميرالمؤمنين عليه السلام هستند .
و اين حقيقت حاكى از آن است كه امامت از اصول دين است .
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 341
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٣٤١