تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤

معناى « خليفه »

خليفه هم از ريشه « خلف ، يخلف خلافةً » به معناى جانشين است . « 1 » خليفه بايد خلاء حاصل از فقدان مستخلَف عنه را پر كند ، يعنى بايد واجد جميع حيثيّات و خصوصيات وى باشد ، و به اصطلاح خليفه بايد به حمل شايع صناعى خليفه باشد . در غير اين صورت باز خلاء باقى خواهد بود . رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله به حكم آيهء شريفهء « إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُمْ مَيِّتُونَ » « 2 » از دنيا مىرود ؛ از سوى ديگر به حكم آيهء « إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ اْلإِسْلامُ » « 3 » دين خداوند باقى است ؛ پيامبرى هم بعد از خاتم الانبياء صلى اللَّه عليه وآله نخواهد بود « وَلكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخاتَمَ النَّبِيِّينَ » ؛ « 4 » پس به جهت ادامهء رسالت ايشان بايد خليفه‌اى وجود داشته باشد ، و او بايد فردى باشد كه به جز نبوّت تمام خصوصيات و كمالات رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله را دارا باشد .

معناى « حاكم »

حاكم از مادهء « حكم ، يحكم ، حكومة » و به معناى فرمانروا است . « 5 » به عبارت روشن‌تر حاكم كسى است كه امر و نهى مىكند . حكومت هم مانند واژهء پيشين از مفاهيم ذات اضافه است ، يعنى تا حاكم و محكوم - يعنى كسى كه حكم متوجّه او است - وجود نداشته باشد ، حكومت صدق نمىكند . هم‌چنين ممكن است حكومت مقيد و محدود يا بدون قيد و مطلق باشد امام مطلق حكومت مطلقه دارد ، يعنى امر
هامش
( 1 ) . لسان العرب : 9 / 95 . ( 2 ) . سوره زمر : آيه 30 . ( 3 ) . سوره آل عمران : آيه 19 . مسلماً دين [ واقعى كه همه پيامبران مبلّغ آن بودند ] در نزد خدا ، اسلام است . ( 4 ) . سوره احزاب : آيه 40 . ( 5 ) . العين 6 3 / 67 ، لسان العرب : 12 / 140 .