و نهى ايشان از هيچ جهتى مقيد نمىشود ، و در هر زمان و مكانى بر همگان لازم است كه از ايشان اطاعت كنند .
حكومت از شؤون و مقامات خليفه رسول اللَّه و از وظايف صاحب ولايت است . پس بالفعل نبودن حكومت منافات با خلافت و ولايت ندارد و موجب سلب مقام وى نخواهد بود .
خداى تعالى مىفرمايد :
« يا داوُودُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَليفَةً فِي اْلأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ » ؛ « 1 »
اى داود ما تو را خليفه خود در زمين قرار داديم پس بين مردم به حق حكم كن .
از اين آيه به روشنى استفاده مىشود كه ،
اولًا ، امامت به جعل الاهى است .
ثانياً ، خلافت اللَّه مطلق است و به مكان خاصى محدود نمىشود . يعنى خليفهء خدا در سراسر زمين خليفه است . به عبارت ديگر چون سلطنت خداوند متعال مطلق است عالم در اختيار خليفه او خواهد بود .
ثالثاً : آمدن « حكومت » با « فاء » تفريع بعد از « خلافت » دلالت دارد بر تفرّع حكومت از خلافت ، و گفتن اين كه خلافت حكومت است اشتباه است .
هامش
( 1 ) . سوره ص : آيه 26 .