تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
عن سليمان بن حنظلة قال : أتينا ابي بن كعب لنحدث إليه ، فلمّا قام قمنا ونحن نمشي خلفه ، فرهقنا عمر فتبعه فضربه عمر بالدّرة قال : فاتقاه بذراعيه ، فقال : يا أميرالمؤمنين ما تصنع ؟ قال : أو ما ترى فتنة للمتبوع مذلّة للتابع ؛ « 1 » سليمان بن حنظله گويد : نزد ابى بن كعب رفتيم تا حديث بر او عرضه كنيم وقتى او برخاست ما هم برخاستيم و پشت سر او راه مىرفتيم ، عمر به سراغ ما آمد و به دنبال ابى رفت و با درّه ( شلاق مخصوص خود ) او را زد ابى با آرنج از ضربات عمر پيش‌گيرى و دفاع كرد و گفت اى اميرالمؤمنين ما چه كرده‌ايم ؟ عمر گفت : آيا نمىدانى كه فتنهء متبوع [ پيرو ] موجب خوارى تابع [ امام ] است .

ت ) زيد بن ثابت

زيد بن ثابت شخصيت پيچيده و ناشناخته‌اى دارد . وى مورد توجّه خاصّ خلفا بوده است . زيد بن ثابت در ماجراى سقيفه از همان ساعات اوليه تشكيل جلسه در سقيفه حضور داشت و از ابوبكر جانبدارى مىكرد . سقيفه محل اجتماع بزرگان انصار بود . بزرگان انصار پس از مصيبت فقدان رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله در آن مكان گرد هم آمدند تا براى آيندهء خود چاره‌اى بينديشند . در اين هنگام ابوبكر و عمر به اجتماع انصار وارد شده و طرح از پيش تعيين شده خود را براى غصب خلافت به اجرا گذاشتند . على رغم اين كه زيد بن ثابت از انصار مىباشد ولى از ياران مهاجرين به شمار مىآيد و در اين جريان از ابوبكر و عمر طرفدارى كرد و خطاب به انصار گفت : إنّ رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه وآله كان من المهاجرين ، وإنّما الإمام يكون من
هامش
( 1 ) . سن دارمى : 1 / 143 حديث 523 .