و انصار روايت مىكند . در حالى كه روايت وى از اميرالمؤمنين عليه السلام جدّاً اندك است و اصحاب صحاح چيزى از حديث ابن عباس منقول از اميرالمؤمنين عليه السلام نياوردهاند .
نكات شايان توجهى پيرامون ادعاى ابن تيميه وجود دارد كه ذيلًا به آنها متذكر مىشويم :
نكتهء اوّل بر اساس آن چه از سيوطى نقل شد بسيارى از كسانى كه ابن تيميه به عنوان مشايخ تفسيرى ابن عباس معرفى مىكند اساساً جزو مفسرين نيستند .
همچنين سيوطى تصريح مىكند كه روايات بسيار بسيار اندكى از خلفا در باب تفسير وارد شده است ، با اين حال چگونه مىتوان مدعى شد كه ابن عباس علوم تفسيرى خود را از ابوبكر ، عمر و عثمان اخذ كرده ؟ !
نكته دوم برخى از عالمان سنّى اذعان دارند كه ابن عباس هر چه دارد از اميرالمؤمنين عليه السلام « 1 » است . پس هرگز شخصى چون او را نمىتوان شاگرد افرادى
هامش
( 1 ) . مناوى مىنويسد : قال ابن عباس : ما أخذت من تفسيره فعن علي ؛
ابن عباس گفت : آن چه از تفسير قرآن فرا گرفتم از على مىباشد .
فيض القدير : 4 / 470 .
ابوبكر نقاش نيز از ابن عباس نقل مىكند :
جلّ ما تعلمتُ من التفسير من علي بن أبي طالب ؛
[ ابن عباس مىگفت ] : هر آن چه از تفسير فرا گرفتم از على بن ابىطالب بود .
و مىافزايد :
قال ابن عباس : علم النبي صلّى اللَّه عليه وآله من علم اللَّه ، وعلم علي من علم النبي ، وعلمي من علم علي ؛
ابن عباس مىگويد : علم پيامبر صلى اللَّه عليه وآله از علم خداوند بود و علم على [ أميرالمؤمنين عليه السلام ] از علم پيامبر نشأت مىگرفت و [ سرچشهء ] علم من از علم على عليه السلام است .
سعد السعود : 285 .