جرحه عداوة سببها الاختلاف في الاعتقاد ؛ « 1 »
از جمله افرادى كه شايسته است در قبول قول او در جرح توقف شود كسى است كه بين او و آن كه جرحش كرده است به سبب اختلاف عقيده ، عداوت وجود دارد .
و در كتاب طبقات الشافعية آمده است :
ومما ينبغي أن يتفقد عند الجرح : حال العقائد واختلافها بالنسبة إلى الجارح والمجروح ، فربّما خالف الجارح المجروح في العقيدة فجرحه بذلك ، وإليه أشار الرافعي ؛
وينبغي أن يكون المزكّون برآء من الشحناء والعصبية في المذهب ، خوفاً من أن يحملهم على جرح عدل أو تزكية فاسق ، وقد وقع هذا لكثير من الأئمة ؛ « 2 »
و آن چه شايسته است در جرح بدان توجه شود عقايد افراد و اختلاف عقيده بين جارح و مجروح است پس گاهى جارح از نظر عقيده با مجروح مخالفت دارد پس به اين سبب او را جرح مىكند و رافعى به اين جهت اشاره كرده است .
و شايسته است افرادى كه تزكيه و جرح و تعديل مىكنند از عداوت و عصبيت در مذهب دور باشند . زيرا ترس آن مىرود كه فرد عادلى بدين سبب جرح شود يا فاسقى تزكيه گردد و اين در مورد بسيارى از رهبران واقع شده است .
بنابراين يكى از مسائلى كه در جرح و تعديل مورد تأكيد فراوان قرار گرفته است عدم دخالت عصبيت و اختلاف مذهب در جرح و تعديلهاست ؛ حال آن كه
هامش
( 1 ) . لسان الميزان : 1 / 16 .
( 2 ) . طبقات الشافعية الكبرى : 2 / 12 .