تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالهء توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
مىباشد و همچنين اگر كسى از ديگرى مثلًا ده من گندم و ده تومان پول طلبكار باشد و انسان بگويد من ضامن يكى از دو طلب تو هستم و معين نكند كه ضامن گندم است ، يا ضامن پول صحيح نيست . ( مسأله 1944 ) اگر طلبكار ذمّه ضامن را ابراء كند ضامن نمىتواند از بدهكار چيزى بگيرد و اگر مقدارى از آن را ابراء كند نمىتواند آن مقدار را مطالبه نمايد . ( مسأله 1945 ) اگر انسان ضامن شود كه بدهى كسى را بدهد ؛ نمىتواند از ضامن شدن خود برگردد . ( مسأله 1946 ) هر گاه ضامن و طلبكار شرط كنند كه هر وقت بخواهند مىتوانند قرارداد ضمان را فسخ كنند چنين شرطى اشكال دارد . ( مسأله 1947 ) هر گاه انسان در موقع ضامن شدن ، بتواند طلب طلبكار را بدهد ولى بعداً فقير شود ، طلبكار نمىتواند ضامن بودن او را به هم زند و طلب خود را از بدهكار اول مطالبه نمايد . ( مسأله 1948 ) اگر انسان در موقعى كه ضامن مىشود ، نتواند طلب طلبكار را بدهد و طلبكار در آن وقت نداند و بعد ملتفت شود ؛ مىتواند ضامن بودن او را به هم بزند . ( مسأله 1949 ) اگر كسى بدون اجازه بدهكار ضامن شود كه بدهى او را بدهد ، نمىتواند چيزى از او بگيرد . ( مسأله 1950 ) اگر كسى با اجازه بدهكار ضامن شود كه بدهى او را بدهد ؛ پس از پرداختن مىتواند مقدارى را كه پرداخته از او مطالبه نمايد ، ولى اگر به جاى جنسى كه بدهكار بوده جنس ديگرى به طلبكار او بدهد ، نمىتواند چيزى را كه داده از او مطالبه نمايد ، مثلًا اگر ده من گندم بدهكار باشد و ضامن ده من برنج بدهد ، نمىتواند برنج را از او مطالبه نمايد ، اما اگر خودش راضى شود كه برنج بدهد اشكال ندارد .
رسالهء توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 432 | الشيخ جعفر السبحاني