( 22 ) احكام كفالت
( مسأله 1951 ) كفالت آن است كه انسان ضامن شود كه هر وقت طلبكار ، بدهكار را خواست ، در اختيار او قرار دهد و همچنين اگر كسى بر ديگرى حقى داشته باشد يا ادعاى حقى كند كه دعواى او قابل قبول باشد چنانچه انسان ضامن شود كه هر وقت صاحب حق يا مدعى طرف را خواست او را احضار كند عملش را كفالت و به كسى كه اين طور ضامن مىشود كفيل مىگويند .
( مسأله 1952 ) كفالت در صورتى صحيح است كه كفيل به هر لفظى اگرچه عربى نباشد يا فعلى به طلبكار بگويد يا بفهماند كه من ضامنم هر وقت بدهكار خود را بخواهى او را در اختيار تو بگذارم و طلبكار هم قبول نمايد .
( مسأله 1953 ) كفيل بايد مكلف و عاقل باشد و او را در كفالت مجبور نكرده باشند و بتواند كسى را كه كفيل او شده حاضر نمايد و نيز سفيه و مفلس نباشد .
( مسأله 1954 ) يكى از هفت چيز ؛ كفالت را به هم مىزند :
اوّل كفيل ، بدهكار را در اختيار طلبكار قرار دهد .
دوم طلب طلبكار داده شود .
سوم طلبكار از طلب خود بگذرد .
چهارم بدهكار بميرد .
پنجم طلبكار كفيل را از كفالت آزاد كند .
ششم كفيل بميرد .