2 ) جبران آن براى اجير ممكن باشد ، مثل اينكه زرگرى اجير شده كه از طلائى دستبند بسازد ، ولى گردنبند ساخته است ، و مدت اجاره تمام نشده است ، در اينجا چند صورت هست :
آ ) اگر عمدا بر خلاف رفتار كرده ، اجاره باطل نمىشود ، بلكه بايد آن را ذوب كند و مطابق قرارداد از آن دستبند درست كند .
ب ) اگر اشتباها گردنبند درست كرده و قيمت جنس با اين كار بالا نرفته است ، در اينجا نيز هم بايد آب كرده مطابق قرارداد بسازد .
ج ) ولى اگر اشتباها گردنبند ساخته و قيمت جنس با اين كار بالا رفته است . در اينجا اگر بخواهد آن را ذوب كند و سپس از آن دستبند بسازد به اجير ضرر مىخورد ، چون نتيجه كارش ضايع مىشود ، اينجا از باب تزاحم دو حق است كه بايد بايكديگر كنار بيايند و رضايت يكديگر را به دست آورند . اگر ممكن نشود به حاكم شرع رجوع كنند .
( مسأله 1227 ) به طور كلى هر اجارهاى كه شرطى در ضمنش شده باشد ، تخلف شرط موجب بطلان اجاره نمىشود ، بلكه صاحب شرط حق فسخ دارد و اگر فسخ كند به جاى اجرت تعيين شده ، اجرتالمثل پرداخت مىكند .
( مسأله 1228 ) اگر براى كار خاصى اجير شود و از تكميل آن ناتوان گردد ، به مقدارى كه از آن انجام داده ، مزد دريافت مىكند .
احكام سرقفلى
پس از سپرى شدن مدّت اجاره ، مستأجر هيچ حقّى در عين مورد اجاره ندارد و بايد آن را در صورت مطالبه مالك به صاحبش برگرداند ، مگر اينكه شرط كرده ، يا قراردادى بسته كه بر اساس آن قرارداد مستأجر در آن عين حق پيدا كند ، مانند حق « سرقفلى » كه در زمان ما رايج شده است .