( مسأله 683 ) با يكى دو بار سفر كردن حكم كثيرالسّفر جارى نمىشود ، اگر چه طولانى باشد ، بلكه لازم است تصميم بر ادامه مسافرتهاى پياپى داشته باشد تا حكم كثيرالسّفر جارى شود .
( مسأله 684 ) در مسافرتهاى طولانى اگر مدّت مسافرت با مدّت اقامت در وطن برابر باشد ، ظاهرا حكم كثيرالسّفر جارى مىشود ، ولى اگر مدت اقامت او در وطن به مقدار زيادى بيش از مدّت مسافرت باشد ، بايد نمازش را در سفر شكستهبخواند .
( مسأله 685 ) كسى كه عنوان كثيرالسّفر بر او صدق كرده و نمازهايش را در سفر تمام مىخواند ، اگر ده روز در وطن بماند ، حكم كثيرالسّفر از او برداشته مىشود و در نخستين سفر بعدى بايد نماز را شكسته بخواند و روزهاش را افطار كند ، چه ازاوّل تصميم داشته كه ده روز در وطن بماند يا بدون تصميم قبلى مانده باشد .
7 ) رسيدن به حدّ ترخّص
( مسأله 686 ) نشانه حدّ ترخّص دو چيز است :
اوّل : در اثر فاصله گرفتن از شهر ، اهالى شهر او را نبينند ، به اين نشانى كه او نيز اهالى شهر را نبيند و تشخيص ندهد كه آيا ايستادهاند يا راه مىروند .
دوّم : صداى اذان شهر ( صداى مؤذّن ، بدون استفاده از بلندگو ) به گوش او نرسد .
( مسأله 687 ) مسافرى كه از وطنش خارج مىشود ، پس از رسيدن به حدّ ترخّص نمازش شكسته مىشود ، و مسافرى كه به سوى وطنش برمىگردد ، تا هنگامى كه به حدّ ترخّص نرسيده نمازش شكسته است ، يعنى حدّ ترخّص نقطه آغاز و نقطهپايانى سفر مىباشد .
چيزهايى كه سفر را مىشكند
( مسأله 688 ) در سه جا مسافر بايد نماز را تمام بخواند :