هود كلمهء تقوى را با كلمهء « و أطيعون » مقارن ساخته تا دليل بر آن باشد كه اصلاح از راه اطاعت و فرمانبردارى صورت پذير مىشود ، بدان سبب كه جانشينى خدا را در زمين تجسم مىبخشد .
[ 132 - 133 ] «
وَ اتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُمْ بِما تَعْلَمُونَ * أَمَدَّكُمْ بِأَنْعامٍ وَ بَنِينَ
- و از آن كس بترسيد كه با آنچه مىدانيد به شما مدد و يارى رساند * با دامها و فرزندان به شما مدد رساند . » شايد اين دو آيه به آن مرحلهء بيابان نشينى اشاره داشته باشد كه قوم عاد از آن گذشت و خدا از آن به گفتهء « بأنعام و بنين » ياد كرده است ، و اين نعمتها معمولا مخصوص اهل صحرا و بيابان است .
[ 134 ] اما مرحلهء دومى كه قوم عاد بر آن گذشت ، مرحلهء شهر نشينى است كه در اين گفتهء خداوند متعال آمده است :
«
وَ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ
- و باغها و چشمهها . » / 92 كه در آن كشاورزى گونهاى از پيشرفت در جريان بشريت است .
[ 135 ] «
إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
- من براى شما از عذاب روز بزرگ بيمناكم . » هود از آن نگران بود كه قومش با آنچه مىكنند گرفتار عذاب روزى بزرگ شوند ، و شايد فرق ميان عذاب بزرگ و عذاب روزى بزرگ كه در قرآن از آن ياد شده ، در اين بوده باشد كه : چون عذاب به روز نسبت داده شود ، آن را فرا مىگيرد و با امتداد يافتن آن استمرار پيدا مىكند ، و شايد بيش از يك نوع عذاب بوده باشد ، پس آنان را از اين روز بر حذر داشته است .
[ 136 ] «
قالُوا سَواءٌ عَلَيْنا أَ وَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُنْ مِنَ الْواعِظِينَ
- گفتند كه : خواه ما را اندرز دهى و خواه از اندرز دهندگان نباشى ، براى ما يكسان است . » به هر صورت ما به تو ايمان نخواهيم آورد .
[ 137 ] «
إِنْ هذا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِينَ
- اين چيزى نيست جز خلق و خوى