اللَّه اكبر . خدا بزرگ و محور حقى است كه هيچ چيز از آن انحراف پيدا نمىكند ، پس چرا ما اين محور عظيم را كه همهء شواهد و آيات ما را به آن هدايت مىكند نمىفهميم ؟ مىدانى براى چه ؟
قرآن كريم به اين پرسش پاسخ مىدهد و مىگويد :
/ 467 «
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ
- در اين آيت و نشانهاى براى مؤمنان است . » آيا پاره سنگ سخت از بركات باران بهرهمند مىشود ، و كشتهاى را مىروياند ، يا آبى را در خود حفظ مىكند ؟ هرگز . . . بدان جهت كه قابليت ذاتى آن را ندارد ، و چنين است قلب سنگى فرد معاند و لجوج كه در ذات خود بتى را آفريده و به پرستش او پرداخته و چنان مىپندارد كه آن حق است ، و در گذرگاههاى معرفت را بر خود مىبندد .
ايمان همان تسليم است ، و تسليم تصديق و قبول كردن ، و قلبى كه پيشاپيش پذيرش هر انديشهاى آن را طرد مىكند ، چگونه مىتواند از آيات علم بهرهمند شود ؟ ! [ 45 ] چرا قلب آدمى به صورت سنگ درمىآيد ، و چگونه بايد سختى را از آن زدود و نرمش ساخت ، يا دست كم چگونه از دلهاى خاشع پاسدارى كنيم تا سخت و قسى نشوند ؟
نادانى و غفلت و پيروى از هوى و درازى آرزو و عادات بد و افكار باطل و وسوسههاى شيطان و پندارهاى نفس و آرزوهاى قلب همه مىتواند سبب پوشيده شدن قلب از پردههاى ستبر شود ، يا درهاى آن را چنان ببندد كه ديگر باز نشود ، و بر آدمى است كه براى پاكيزه نگاه داشتن قلب پيوسته سخت بكوشد ، و قفلهاى آن را بگشايد ، و دريچههاى آن را باز كند ولى با چه ؟
با كتاب و نماز و ياد خدا .
«
اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ
- آنچه را از كتاب كه به تو وحى شده است تلاوت كن و بخوان . »