/ 456 و اين را از ياد مىبرد كه گردانندهء زندگى پروردگار بندگان است ، و اين كه تنها او ، سبحانه و تعالى ، مىخواهد نه غير او ، و اين پايان راه در سير نزولى بشرى است ، و چون آدمى به اين جايگاه برسد ، فرمان زوال او رسيده است .
با آن كه خداوند دلايل واقعى سقوط تمدنها را براى ما بيان كرده است ، و آنچه در قرن حاضر مىبينيم ، برهانى در پى برهان ديگر بر جاهليت همين قرن است و بطلان حقايق آن ، چه در اين زمان هوا و هوس بت شده است ، و مظاهر مادى قوت روزانهء انسان ، و گواهيها و ارقام از اندازهء خطرهايى كه بشريت را تهديد مىكند با خبر مىسازد ، و در اين شك نيست كه تصاعد جنون آميز در بودجههاى تسليحاتى جهان ، و گسترده شدن هر چه بيشتر شكاف عظيم ميان دولتهاى مستكبر و مستضعف ، و انتشار تباهى و فساد اخلاقى و ايجاد ترس و نفاق پارهاى از مظاهر و نمودارهاى كفر در جاهليت نوينى است كه همهء دستاوردهاى انسانيت را در معرض تهديد قرار داده است .
شرح آيات :
[ 36 ] «
وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ ارْجُوا الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
- و براى مردم مدين برادرشان شعيب را ( فرستاديم ) و او گفت : اى مردم ! خدا را پرستش كنيد و به روز بازپسين خود را اميدوار سازيد و در زمين به فساد كردن مپردازيد . » شعيب ( ع ) براى اصلاح مردم شهر مدين كه گرفتار فساد شده بودند برگزيده شد ، و او ( ع ) سه مسئله را به ياد ايشان آورد :
1 - پرستش خدا ، يعنى عبادت را تنها مخصوص به او دانستن و به او روى آوردن .
2 - اميد به روز ديگر داشتن يعنى ترسيدن از آتش و به بهشت اميدوار بودن ، بدان گونه كه روز قيامت را به حساب بگيرند و بدانند كه براى كارهايى كه كردهاند بايد حساب پس بدهند ، و هنگامى كه آدمى درست به اين امر توجه داشته