آزارى كه به مؤمنان راستين علويان مىرسيد ، جز براى آن نبود كه ضد سلطهء فرمانروايان ستمگر و تبهكار برمىخاستند و با همهء سركوب شدن و ترسى كه با آن رو به رو بودند ، سستى از خود نشان نمىدادند . سه يا چهار تن از آنان را در زندانى تاريك مىافكندند كه در آن شب و روز از يكديگر تشخيص داده نمىشد ، و به نوبه تلاوت قرآن مىكردند تا اوقات نماز گزاردن شبانه روزى را گم نكنند ، پس مثلا يكى از آنان يك سوم از قرآن را تلاوت مىكرد و آن گاه به نماز صبح مىپرداختند ، و با خوانده شدن ثلث ديگرى از قرآن به توسط نفر دوم وقت نماز ظهر و عصر فرا مىرسيد ، و سومى ثلث پايانى قرآن را تلاوت مىكرد كه پس از آن به گزاردن نماز مغرب مىپرداختند ؛ و اما خوراك آنان در شبانه روز منحصر به يك وعده بود كه به جايگاه مرطوب آنان كه آكنده از جرثومهها و ميكروبها و حشرات زيانبخش بود افكنده مىشد ، و در اين اوضاع و احوال بسيار مايهء وحشت و كثافتها / 425 و بوهاى نامطبوع دايمى آنها ، اگر يكى از آنان از دنيا مىرفت بر جاى خود باقى مىماند تا عفونت پيدا كند و متورم شود ، و پس از او به ترتيب يكا يك ديگران نيز به همين سرنوشت مبتلا مىشدند و چون همه از اين دنيا مىرفتند ، جلادان دستگاه ظالم سقف را بر چالهء ايشان كه بيشترشان در آن به صورت استخوان پوسيده درآمده بودند خراب مىكردند و گورى دسته جمعى براى ايشان به وجود مىآمد .
با وجود اين فتنهء سخت ، يكى از ايشان - در آن صورت كه فرصت بيرون آمدن از آن چاله برايش فراهم مىآمد - شمشير انقلاب را از نيام بيرون مىكشيد و ترس و بيم آنان از رفتن براى رسيدن به هدفهاى خود باز نمىداشت ، بدان جهت كه راه خويش را از روى عقل و فهم برگزيده بودند ، و به آنچه مىكردند ايمان واقعى داشتند ، و مىدانستند كه اين آزار دنيوى امرى كوچك است و خطرى ناچيز دارد و دورانى كوتاه ، و عذابى كه منتظر فرا گرفتن دشمنانش در روز قيامت است بس بزرگ و تحمل ناپذير و ابدى است ، عذابى كه شخص اگر مالك مقدار زرى به اندازهء كرهء زمين باشد ، حاضر است كه آن را بدهد و از اين عذاب رهايى پيدا كند .
«
وَ لَئِنْ جاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ
- و اگر يارى و