هر خطا كار متحمل خطاهاى خود به اندازهء عمل و نيت خويش است ، و همراه با بار سنگين خود بارهاى سنگين پيروان خويش را نيز حمل مىكند .
هر گناه و خطا در روز قيامت به حلقهء غلى تبديل مىشود كه گردن او را در ميان مىگيرد ، پس جنايتكار گمراه كننده چه اندازه غل بايد در روز قيامت با خود حمل كند ؟ ! كسى كه به انسانى ظلم كند ، يا حقى از حقوق خدا همچون زكات و خمس را نپردازد ، يا زمينى را غصب كند ، اين همه به وزنهء سنگينى تبديل مىشود كه بايد آن را در پشت خود حمل كند . و طبرسى از رسول خدا ( ص ) حديثى نقل كرده است كه گفت :
« هيچ كسى نيست كه زكات مال خود را نداده باشد مگر اين كه آن زكات به صورت مارى بر گرداگرد گردن او در قيامت پيچيده شده باشد » . « 11 » سپس پروردگارمان - بار ديگر - داستان نوح و ابراهيم را به ياد ما مىآورد ، و اين پرسش به ذهنهاى ما بازمىگردد كه : چرا اين همه تكرار ؟ و در جواب مىگوييم كه : حوادثى كه قرآن آنها را جاودانى كرده ، داراى منتها درجهء اهميت بوده است ، پس حادثهء طوفان يا خلاصهء داستانهاى ابراهيم و ديگر مسلمانان را يك بار مىشنويم و از آن مىگذريم ، ولى مىبايستى در قلبهاى ما جايگزين شود و به صورت يك فهم ايمانى ژرف درآيد ، و پيوسته سبب پيش رفتن به سوى تكاملى معنوى بوده باشد ، و به همين جهت است كه ياد اين حوادث زمانى پس از زمان ديگر تكرار پيدا مىكند ، / 427 و عبرتها و نشانهها و حكمتهاى آنها شيره كشى مىشود و در ذهن جايگزين مىماند ، و ستمگران لعنت مىشوند تا مايهء عبرت باشند ، و انبياى بزرگوار مورد اكرام قرار مىگيرند تا پيشوايان و راهنمايان بشريت شوند .
[ 14 ] «
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً
- و نوح را به رسالت به سوى قوم خودش فرستاديم ، پس در ميان آنان
هامش
( 11 ) - بحار الانوار ، ج 7 ، ص 141 ، و ما اين جزء را از حديثى مفصل برگرفتيم .