تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
«
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ
- و آن دار آخرتى است كه مخصوص كسانى قرار داده‌ايم كه خواستار بلندى و برترى در زمين نيستند . » امّا طاغيان و دوستداران ايشان خانه و سراى ديگرى دارند و به سوى آتش رانده مىشوند كه بد سرانجام و سرنوشتى است . چه آزمايش دشوارى است كه صاحبان حكومت و سياست در معرض آن قرار مىگيرند ، و پروردگار از آنان مىخواهد كه از روى قلبهاى خويش پوشش تكبّر را كنار زنند ، و براى مردم و با مردم زندگى كنند ، و در تراز ناكامان از ميان مردم خود را قرار دهند ، و در كجا مىتوانيم اين گونه كسان را پيدا كنيم ؟ ! آرى ، چنين كسى امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب ( ع ) بود كه راذان از او چنين روايت كرده است : « در آن هنگام كه والى و فرمانروا بود ، در بازارها به راه مىافتاد و گمراه را راهنمايى مىكرد ، و به يارى ضعيف مىپرداخت ، دبر بقالان و فروشندگان مىگذشت و در برابر آنان قرآن را مىگشود و اين آيه را تلاوت مىكرد و مىگفت كه : اين آيه دربارهء اهل عدل و تواضع از واليان نازل شده است ، و اهل قدرت از ديگر مردمان » . « 41 » هر كس بدون شايستگى در هر زمينه طالب رياست و سرورى شود ، هر چند رهبرى يك حزب يا يك جمعيت ، و حتى رياست قبيله يا خانوادهء خود را داشته باشد ، مشمول اين آيه است . امام على ( ع ) در توصيف كسانى كه در دورهء خودش به شكافتن عصاى امت مىپرداختند و در آن تفرقه و پراكندگى به وجود مىآوردند ، گفته است : / 385 « و چون من به كار برخاستم ، گروهى قرار را شكستند ، و گروهى از دين خارج شدند ، و ديگران نسبت به من فسق و نافرمانى را پيشه كردند ، چنان كه
هامش
( 41 ) - نور الثقلين ، ج 4 ، ص 144 .