از هدف بزرگتر كه آخرت است ما را دور كند ؛ براى قارونى كه چند مرد نيرومند به زحمت كليدهاى خزاين او را حمل مىكردند ، اين امكان وجود داشت كه آخرت خودش را با دنيايش جمع كند ، ولى هنگامى كه اين مطلب به او خاطر نشان شد آن را نپذيرفت و گفت : اموالى كه به آنها رسيدهام نتيجهء كار و تلاش خود من است ، و منكر فضل خدا شد ، در صورتى كه عمل وى چيزى جز وسيلهاى ساده براى گرد كردن اين مال نبود كه براى آزمايش وى و امتحان ارادهاش به او عطا شده بود ، و به همين سبب از اين آزمايش رو سفيد بيرون نيامد و دنيا و آخرت خود را با هم از دست داد كه اين زيان و خسرانى آشكار بود .
2 - از لحاظ اجتماعى بر ما واجب است كه در پيرامون كسانى جمع شويم كه حامل رسالتى صالح و شايستهاند و نماينده و مجسم كنندهء صفاتى عالى ، نه بر گرد كسانى كه مال و سلطه دارند ، و آنچه اغلب طاغوتان را بر گردن مردمان سوار و مسلط كرده ، تقديسى است كه مردم از ثروت مىكنند ، و احترامى كه به دارندگان آن مىگذارند ، و به جاى اين كه ارزشها محور باشد آن را محور و مقياس قرار مىدهند ، و اسلام / 378 انسان را نسبت به كرامتش ، و اين كه از مال و جاه برتر و بزرگتر است آگاه مىسازد تا به صورت طعمهء سرمايهداران در نيايد . و در حديث شريف آمده است :
« هر كس كه نزد ثروتمندى رود و به او تواضع كند ، دو سوم دين خود را از كف مىدهد » . « 37 » 3 - آن كس كه مال را در جز هدفهاى آن مورد استفاده قرار دهد ، همچون اين كه آن را وسيلهاى براى خودنمايى و فخر فروشى سازد ، آخرت خود را به زيان از كف مىدهد ، و بدان مىماند كه از ثروت خود در دنيا بهرهمند نشده بلكه آن سبب زيان او بوده است . هدف ثروت آباد كردن زمين است ، پس چون آن را در راه برترى بر مردم و ايجاد تباهى و فساد مصرف كنند ، سرنوشتى همچون سرنوشت قارون
هامش
( 37 ) - بحار الانوار ، ج 1 ، ص 182 .